مرکز عالم هستی و ضد صهيونيستي



نظرات 75 نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 9:46 AM
سه شنبه، 4 اسفند هزار و سیصد و هشتاد و هشت

پس از ۱۸۵ روز جنگ طاقت فرسا و نفسگیر سرانجام دولت وهابی سعودی و حامی صهیونیزم در منطقه و دولت بعثی و ضد شیعه یمن با تحمل شکستهای پی در پی با ذلت و خواری حاضر به پذیرش آتش بس شدند و آنرا امضا نمودند. امیدواریم شیعیان زیدی یمن بتوانند چند صباحی نفس راحتی بکشند. این است عزت و پاداش توکل بر خدا و بیزاری از بیگانگام و استعمارگران و قدرتهای پوشالی. ای کاش سران بی غیرت و خودفروخته همه دولتهای عربی این مطلب را می فهمیدند و به آن عمل می کردند.
به امید ظهور منجی کل.
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 1:43 PM
یکشنبه، 25 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت
به گزارش گروه اخبار صوتي وتصويري ايرنا، رسانه ها و مطبوعات از شدت وقوع درگيريها در دو استان صعده و عمران يمن در نزديکي مرز عربستان سعودي به عنوان جنگ ششم گزارش مي دهند.
براساس اين گزارشها، جنگ اول تابستان 1383 درمنطقه حيدان بوقوع پيوست که در آن ياران الحوثي حدود 300 نفر بودند، در جنگ دوم که اواخر سال 1383 بوقوع پيوست ياران الحوثي به 500 نفر افزايش يافت و در جنگ سوم دراواسط سال 1384 در منطقه رزامات ياران الحوثي به 800 نفر و درجنگ چهارم در نيمه اول سال 1386 در 14 منطقه از 15 مناطق استان صعده تعداد ياران الحوثي به دو هزار نفر افزايش يافت.
در جنگ پنجم که درنيمه اول سال 1387 در استانهاي صعده، عمران، صنعا و حجه به وقوع پيوست ياران الحوثي به حدود 10 هزار نفر رسيد و اين تعداد در جنگ ششم که از نيمه اول 1388 در استانهاي صعده، عمران و الجوف شروع شده و ادامه دارد به دهها هزار نفر افزايش يافته است. هم اکنون درگيري در دو استان صعده و عمران به گونه اي گسترده شده که تلفات انساني و خسارات مالي آن حتي نهادهاي بي تفاوت بين المللي به مشکلات مسلمانان را نگران کرده است.
هر چند سازمان هاي بشر دوستانه به موضوع کشتار انسانهاي بي گناه و آوارگي بيش از يکصد هزار تن از مسلمانان اين مناطق اشاره دارند، برخي رسانه هاي عربي روي جنبه مذهبي درگيريهاي صعده و عمران متمرکز شده و براي گم کردن راه و فريب افکار عمومي جهان از نسل کشي در اين دو استان سعي مي کنند تا ايران، عراق و حزب الله لبنان را به حمايت از مخالفان دولت صنعا متهم کنند.
دولتمردان يمن نيز همسو با اين رسانه ها که به طور کامل از سوي آمريکا و عربستان سعودي در کنار برخي ديگر از کشورهاي عربي حمايت مي شوند، موضع درگيري مذهبي را تقويت مي کنند. "علي عبدالله صالح" رييس جمهوري اين کشور که خود داراي مذهب زيدي است بارها مدعي شده است که درگيريهاي استان شمالي يمن درگيري تندروهاي مذهبي با دولت قانوني و مرکزي است. اما کارشناسان با تاکيد به شواهد و قراين کاملا روشن و اظهارات رهبران گروه الحوثي معتقدند، سران کشورهاي عرب منطقه عليه شيعيان يمن دست به نسل کشي زده و در صدد محو يا تضعيف آنان برآمدهاند.
بافت جمعيتي يمن را بين 45 تا 55 درصد شيعه زيدي، حدود 30 درصد شافعي، نزديک به 10 درصد حنبلي، شش درصد شيعه دوازده امامي، نيم درصد مسيحي و يهودي و قريب به سه درصد مذاهب ديگر تشکيل مي دهند. شافعيها مناسبات بسيار خوبي با زيديها و ساير شيعيان دارند اما اين سه شاخه بعضا مشکلاتي با حنبليها دارند. زيديها از نظر مذهبي ميان شيعه و سني هستند و بخشي از اعمال عبادي و فقهي آنان به شيعيان و پارهاي به سنيها نزديک است. ساير شيعيان يمن به چهار گروه دوازده اماميه، اسماعيليه، شش امامي و خوجه ـ هندي الاصل ـ تقسيم ميشوند. شيعيان اثني عشري حدود دو درصد از کل جمعيت يمن را تشکيل مي دهند که در استانهاي حضرموت و عدن مقيم هستند.
زيديها که اکثريت جمعيت يمن را تشکيل مي دهند در 16 استان از 20 استان اين کشور ساکنند که توسط خود آنان نيز اداره مي شود. زيديها به طوايف و قبايل "جاروديه"، "سلمانيه "و "تبيريه " که اصلي ترين شعبه هاي اين مذهب ميباشند تقسيم مي شوند و بقيه شعبهها نيز به اين سه طايفه برميگردند. زيديه از قرن سوم هجري و از زمان عزيمت "يحيي بن حسين رسي علوي" از عراق به يمن در اين کشور شکل گرفته است.
زيديها همواره رهبر خود را "امام" خطاب مي کنند و يکي از ائمه آنان "هادي رسي علوي" است که وي را "امام هادي" مي خوانند و مقبره او زيارتگاه مردم صعده است. 60 درصد از زيدي ها از طايفه "جاروديه" هستند و دو مرجع مذهبي به نامهاي (امام) "مجدالدين مؤيدي" و (علامه ) "بدرالدين حوثي" دارند. بدرالدين حوثي رهبر مذهبي و معنوي و "عبدالملک حوثي" رهبر سياسي و عملياتي مبارزان صعده هستند.
زيديها از قرن سوم تا اواسط قرن گذشته حکومتي شبه مذهبي را در يمن تشيکل داده بودند ولي حکومت آنان بيشتر به خلافت شباهت داشت هر چند رييس حکومت با عنوان امام خطاب مي شد. حوثيها با داعيه بازگرداندن حکومت به يک حاکميت شبه مذهبي با دولت مرکزي درگير هستند، ولي نتوانسته اند يک جنبش فراگير را در ميان همه زيدي هاي يمن به وجود آورند زيرا همواره از سوي دولت يمن و حمايت کشورهاي عربي از جمله عربستان سرکوب شده اند به گونهاي که اين جنبش به استان صعده محدود گرديده و نشان چنداني از آن در 15 استان ديگر زيدي ديده نميشود.
صعده مذهبيترين شهر يمن است و کانون مدرسههاي علميه زيديها به حساب ميآيد. مسلمانان حوثي نامدارترين خانواده در استان صعده ميباشند و از ديرباز رياست بر اين استان و در مقاطعي رياست بر يمن را در دست داشتهاند و در اين راه قربانيان زيادي دادهاند. آخرين بار "حسين الحوثي" رهبر اين گروه در درگيريهاي سال 1385 به دست ارتش يمن به قتل رسيد.
حوثي هاي يمن از توان بالاي نظامي برخوردارند به گونهاي که به نوشته نشريه الوطن چاپ عربستان سعودي نيروهاي دوره ديده شبه نظامي آنان از 100 هزار نفر فراتر ميرود. آنان به سلاحهاي پيشرفته مجهز ميباشند تا جايي که بارها موفق به ساقط کردن هواپيما و بالگردهاي نظامي شده و حمله زرهي ارتش هاي يمن و عربستان را با شکست مواجه کردهاند. اين گروه شبه نظامي به انواع موشک ها و زرهپوش هايي که از نيروهاي يمن و عربستان به غنيمت گرفته اند مجهز شده اند.
نهاد قبيله درطول تاريخ يمن همواره از قدرت نسبي برخوردار بوده و با حکومت مرکزي اين کشور در تقابل و تعارض قرار داشته است که در اين ميان مي توان به دوقبيل بزرگ حاشد و بکيل اشاره کرد که گفته مي شود قبيله حاشد حامي جريان سلفي و قبيله بکيل حامي جنبش الحوثي است. از دهها سال پيش عربستان سعودي تلاش کرده است تا بر يمن مسلط شود و از سال 2000 ميلادي بر ميزان اقدامات خود در اين راستا افزوده است. رياض در گام اول سه استان شمالي يمن (عسير، جيزان و نجران) را به طور کامل در اختيار گرفت و اين استانها را از خاک يمن جدا و ضميمه عربستان کرد.
در گام بعد کمک هاي فراوان نظامي را به طور رسمي به دولت صنعا گسيل داشت تا در سايه آن و با هزينه تبليغاتي فراوان به مرور سهم پيروان مذهب حنبلي را در مجلس اين کشور افزايش دهد به گونهاي که حنبليهاي يمن عليرغم آنکه حداکثر 10 درصد جمعيت 18 ميليوني اين کشور را شامل ميشوند بخش زيادي از کرسي ها و اکثريت کميسيونهاي مجلس يمن را بدست گرفتند. اقدام ديگر عربستان ايجاد يک ائتلاف بين وهابيها، حنبلي ها و يهوديهاي يمن است که از اين طريق بستر تجاري و حمل و نقل يمن را در دستان خود قرار دادهاند.
کشور يمن داراي موقعيت ژئو استراتژيک خوبي است و حاصلخيزترين منطقه شبه جزيره عربستان محسوب مي شود. اين کشور با تسلط بر تنگه "بابالمندب" قادر است درياي سرخ را به کنترل خود درآورد و با استفاده از جزيره استراتژيک "بريم" ميتواند اين تنگه مهم را ببندد و از آنجايي که بلندترين جزيره- زقر- را در منطقه در اختيار دارد قادر است فعاليتهاي دريايي در منطقه خليج عدن و درياي سرخ را کنترل کند.
يمن پرجمعيتترين کشور شبه جزيره عربستان است و در حال حاضر پرجمعيتترين ارتش منطقه را در اختيار دارد و ميتواند در صورت نياز تعداد نظاميان خود را بسرعت به حدود سه ميليون نفر برساند. وضعيت سوق الجيشي، طبيعي و انساني يمن سبب شده است که کشورهاي استعمارگر غرب و عربستان سعودي به اين کشور همواره چشم طمع داشته باشند.
به گفته کارشناسان، سناريوي مقامات عربستان در باره يمن اين است که حکومت مرکزي را متلاشي کند و در همان حال به تضعيف موقعيت زيديها هم نايل شود. شواهد زيادي حکايت از آن دارد که دولت رياض همزمان به دو طرف درگير کمک ميکند و از رسيدن اين دو گروه زيدي به توافق ممانعت بعمل ميآورد. درگيريهاي جاري در استان صعده که امکان دارد به استانهاي ديگر هم سرايت کند اين نگراني را به وجود آورده است که وهابيها که اقليت بسيار ناچيزي هستند، يمن را هم مانند عربستان به تصرف خود درآورند.
کارشناسان معتقدند که اگر اين امر محقق شود يمن روزهاي خونيني را پيش روي خواهد داشت و اين ميتواند ثبات کشورهاي عربي را نيز بر هم بزند و بخصوص بر تحولات سومالي، جيبوتي و اتيوپي نيز تاثيري منفي خواهد داشت. قطعا در اين صحنه عربستان به نمايندگي از غرب عمل ميکند و رسانه هاي غربي و سعودي مثل العربيه، بيبيسي، سيانان، فرانس 24 تلاش زيادي را به طور همزمان براي انحراف افکار عمومي از مساله اصلي درگيريهاي يمن بکار گرفته اند.
بر اين اساس بايد گفت عربستان تلاش ميکند تا از يمن به مثابه «پاشنه آشيل» تغييرات در حوزه عربي استفاده کند و روند عمومي اين حوزه که مقابله با استيلاي غرب است را متوقف و معکوس کند. ابعاد اين توطئه حتما بسيار بزرگتر از آن است که ديده ميشود. از اين رو بايد گفت دولت مرکزي يمن که بارها قرارداد آتش بس با گروه حوثيها را نقض کرده است عملا در مسير فروپاشي يمن گام بر ميدارد.
براساس اظهارات اين کارشناسان، درگيريهاي يمن ماهيت مذهبي ندارد، اما دستگاههاي خبري غرب و عربستان خبرهاي آن را از منظري مذهبي منعکس ميکنند. آنان حوثيها را افراطگرايان تجزيه طلب شيعي لقب ميدهند تا با تلاش شيعيان در عراق و لبنان براي احياي قدرت خود پيوند بزنند. از اين رو آنان به دروغ ايران، عراق و حزبالله لبنان را متهم به تسليح حوثيها ميکنند و حال آنکه براي دولتهاي ايران و عراق و حزب الله لبنان در عمل امکان دسترسي به يمن وجود ندارد.
در هر حال حوثيها و مبارزان صعده در اين ميدان مظلوم واقع شدهاند چرا که دست توافق را گشودهاند ولي دولت صنعا بارها توافقات فيمابين - و از جمله توافق سال 1386 دوحه - را نقض کرده است که طبعا بايد پاسخگوي عواقب آن باشد. عربستان سعودي با ايجاد جنگ داخلي در يمن و کشتار مردم بي گناه در تلاش است تا بر منطقه مسلط شده و به عنوان ابزار آمريکا عمل مي کند.
به هر روي کشورهاي اسلامي و عربي بايد در يک اقدام سريع و هماهنگ تلاش کرده و آتش جنگ و فتنه انگيزي ميان مسلمانان را خاموش کنند تا جنگ يمن بيشتر از اين موقعيت حساس منطقه خاورميانه را در شرايط کنوني دچار بحران نکند.
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:30 AM
یکشنبه، 18 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت
به گزارش شیعه آنلاین، حجةالإسلام حميدرضا غريبرضا، مدیر موسسه گفتگوى دينى قم، طی سخنرانی در جلسه هفتگى انصار حزبالله گفت: استان صعده در شمال يمن و در مرز اين كشور با عربستان واقع است، اين استان پانزده شهر دارد. منطقه صعده مركز شيعيان زيديهاى است كه از نظر مذهبى به شيعه دوازده امامى بسيار نزديك هستند. اين شيعيان از فرقه زيديهى هادويهى جاروديه هستند كه به شيعيان دوازده امامى اعتقادشان نزديكتر است. اين منطقه حدود 243 كيلومتر با صنعا پايتخت يمن فاصله دارد. 5/3 درصد جمعيت اين كشور در صعده زندگى مىكنند. صعده منطقه ای كاملاً كوهستانى است و چند سلسله کوه این منطقه را دربرگرفته. همین ویژگی جغرافیایی باعث شده جنبش حوثی بتواند در جنگ خود توان مضاعف پیدا کند و برای حرکت های پارتیزانی قدرتمندتر شود. آثار تاريخى و باستانی زيادى در اين منطقه وجود دارد كه بخشی از آن متعلق به دوران حاكميت زيديه است كه حدود هزار سال قدمت دارد و بخشی هم مربوط به حاکمیت عثمانی ها در یمن است که در این استان برجها و قعله های تاریخی زیبایی ساختند. آب و هواى معتدلی دارد و از میزان بارندگی مناسبی برخودار است. اساسا یمن را به جهت سرسبز بودن و جاذبه های آب و هوایی از قدیم الایام «یمن خوشبخت» نامیده بودند. برخلاف عربستان که صحرایی است یمن سرسبز و خرم است. همچنين استان صعده، معادن زیرزمینی ارزشمندى دارد.
به دلیل هم مرز بودن با عربستان هم جایگاه استراتژیکی دارد. قرن ها مسیر حرکت حجاج به مکه و مدینه بوده و مرکز صادرات و واردات به عربستان به حساب می آمده، ولى با اين حال مردم صعده بسيار محروم و از نظر اقتصادی مستضعف هستند؛ هر چند در ظاهر رئیس جمهور یمن در خانواده ای زیدی مذهب به دنیا آمده ولی حكومت يمن رويكردى سكولار دارد و اساسا حكومت دينى نيست بلكه به نوعى برخلاف دين اسلام به ویژه مذهب شيعه فعالیت می کند.
از سى سال پيش تاكنون ديكتاتورى به نام على عبدالله صالح به پشتوانه سعودىها در رأس حكومت يمن قرار گرفته و مذهب زيديه را به حاشيه رانده، و دست سلفىهاى تكفيرى را برای بسط نفوذشان در یمن بازگذاشته است.علی عبدالله صالح به نوعى يمن را به حياط خلوت سياسى و مذهبى عربستان تبدیل كرده است. به عبارت ديگر جنگى را كه امروز در يمن شاهديم، جنگ حكومت يمن با شيعيان انقلابى و طرفدار جمهورى اسلامى ايران نیست، بلكه اين جنگ از طرف حکومت یمن به نيابت و وكالت از عربستان انجام مىشود. دو روز بعد از این که عربستان رسما وارد جنگ تمام عیار خود با اساسا مردم یمن به عربستان به عنوان استعمارگری سیاسی و فرهنگی نگاه می کنند چون عربستان در چند دهه اخیر حیات سیاسی یمن، دخالت های فراوانی در این کشور داشته است.
شکل گیری جنبش «جوانان مومن»
اما نكته مهمتر اينكه چرا در اين منطقه جنبشى به نام جوانان مؤمن ايجاد مىشود كه از قلب این جنبش جريان الحوثى بر مىخيزد. پیروان مكتب زيديه حدود 45 درصد جمعيت يمن را تشكيل مىدهند. اهل سنّت که اغلب شافعی مذهب هستند 53 درصد جمعيت يمن را تشكيل مي دهند و درصد اندکی هم شیعیان اسماعیلیه هستند. بعد از اينكه وهابيت سلفى با حمایت عربستان در یمن قدرت و پايگاه پيدا مىكنند، اغلب دانشگاهها و حوزههاى علميه دينى زيديه به حاشيه مىرود و فعاليتشان محدود مىشود. به ميراث فكرى و فرهنگى ائمه زيديه كمتر توجه می شود در مقابل کتابهای وهابیت به فور در یمن منشر و توزیع می شود. شیعیان و اهل سنّت یمن همگی محب و شیفته اهل بیت (علیهم السلام) هستند و آداب و رسوم مذهبی آنان بسیار مشابه به شیعیان دوازده امامی است. ولی با کمال تاسف وهابیت در این کشور قدرتمند شده و تلاش دارد اصالت های فرهنگی و مشترکات مذاهب را تحت پوشش باورهای خود قرار دهد. اساسا یمنی ها اسلام خود را مدیون حضرت علی(ع) می دانند چون نخستین بار پیامبراعظم(ص) حضرت علی(ع) و چند نفر دیگر از صحابه را برای تبلیغ اسلام به یمن فرستادند.
صعده مركز اين گرایش فکری است، ولی با وجود اهمیّت چندجانبه و استراتژیکی که دارد، در حاشيه قرار مىگيرد. این تبعیض مذهبی و سیاسی خلاء عمیقی را در منطقه ایجاد کرده بود و تبدیل به بستری شد برای شکل گیری تحولی عمیق در تاریخ سیاسی معاصر یمن. جوانان اين منطقه و نخبگان سياسى و فرهنگىشان مانند آتش زير خاكستر بودند و آماده يك جرقه براى شعلهور شدن و به وجود آوردن انقلابی پرتنش و پويا از نظر سياسى، مذهبى و اعتقادى.
در چنین بستری جمعيتى به نام «جمعيت جوانان مؤمن» شكل مىگيرد. شخصيتى به نام بدرالدینالحوثى كه فقيهی مجتهد در مذهب زيديه است به همراه جمعى از دوستان و شاگردانش اين جمعيت را شكل مىدهد و فعاليتهاى فرهنگى متنوعی را در صعده را شروع مىكنند: کلاس های مختلف دینی وحلقه های تدریس علوم اسلامی، برنامه های ورزشی، آموزش سخنرانی و مناظره، دید و بازدیدها و ... این فعالیت ها را در مراکز فرهنگی که تاسیس کرده بودند برگزار می کردند. فعالیتهای فرهنگی مذکور موجب جذب جوانان بسيارى گرديد.علاوه بر جوانان صعده از استانهای دیگر هم برای شرکت دراین برنامه های فرهنگی به صعده می آمدند. تعداد اعضای این مراکز فرهنگی را تا 18 هزار نفر هم نوشته اند. آنها به غير از استان صعده در 9 استان ديگر يمن نيز فعالیتشان را گسترش دادند.
مىتوان گفت يكى از دلايل رشد و گسترش اين فعاليتها همان بستر تهاجم وهابیت بود. شما مىبينيد شخصى به نام «مقبل الوادعى» كه يكى از سلفيان تكفيرى بزرگ عربستان است (البته اصالتا يمنى است و بعداز تحصیل در عربستان به یمن برگشته است) مركزى را در نزديكى صعده براى ترويج وهابيت تأسيس مىكند. همين شخص چند كتاب در نقد و بلکه تکفیر شیعیان نوشته است و عنوان يكى از كتابهايش توهين به امام خمينى(ره) است. طبيعى است در چنين شرايطى، جوانان هم واكنش نشان مىدهند و كسانى كه در اعتقادشان محكم هستند جبههگيرى مىكنند و در مقابل وهابیت، چنين جريان فرهنگى دامنه داری شکل می گیرد.
شکاف در بدنه جریان «جوانان مومن»
بعد از توسعه و رشد اين فعاليتهاى فرهنگى و جذابيت آن در بین جوانان یمن، دو گروه در این جریان شکل گرفت: يك جريان اعتقاد به رويكرد اصلاحطلبانه و نگاه باز و حركتهاى نرم داشت و در مقابل جريان ديگر معتقد به پافشارى بر ارزشها، پايدارى براى اصول و رويكرد سنتى بيشترى بودند، هر چند جریان دوم هم رویکرد انقلابی و احياگرانه نسبت به ميراث زيديه داشتند. بعد از ایجاد اين شكاف و دو دستگى، رهبران اين جريان به اين نتيجه رسيدند كه بايد دايره مديريت و رهبرى جريان جوانان مؤمن را توسعه بدهند و افرادى ديگری نیز به حلقه رهبری وارد شوند. این زمان همان دورهاى است كه آقاى حسين الحوثى (پسر آقای بدرالدین الحوثی) از سودان به يمن آمده بود. بر اساس همین تصمیم حسين الحوثى وارد حلقه رهبری و مدیریت این جریان می شود.
حكومت برای مدیریت و کنترل این جریان پرتکاپوی فکری و فرهنگی تدبیرهایی اندیشید. تلاش کرد از اختلاف بالا در جهت اهداف خود بهره برداری کند. حکومت یمن توانست جریان اصلاح طلب را به سمت خود جذب کند و با پرداخت هزینه ای آنها را نرم و همسو با حاکمیت نماید.
ولی در نقطه مقابل جریان انقلابی به رهبری شهید حسین الحوثی رویکرد انقلابی و منتقد خود نسبت به حاکمیت را حفظ کرد و توسعه داد. با رشد فعالیت های روشنگرانه شهید حسین الحوثی اغلب جوانان عضو گروه جوانان مومن طرفدار ایشان شدند و عملا این جنبش به جنبش الحوثی تغییر نام داد.
شخصیت شهید حسین الحوثی
شهید حسين الحوثى عالمی دينى و بسيار تأثيرگذار بود، ایشان برخوردار از منظومهاى فكرى قرآنى بود كه مطالعه سخنرانىهاى او برای ما و به ویژه جوانانمان بسيار مفيد خواهد بود. حدود 86 سخنرانى ايشان به عربى پياده شده است ولی متأسفانه تاکنون هیچ یک از سخنرانیهای ایشان به فارسی ترجمه نشده است. براى ما خيلى زشت است و نشان ضعف ماست كه بعد از گذشت شش سال از جنگ در يمن هنوز نتوانستهايم در مورد انديشههاى كسانى كه سخنگو و مدافع اندیشه سیاسی ما در جهان هستند، حتی یک کتاب یا فیلم مستند تهیه کنیم!
در اين 86 سخنرانى، مفاهيم قرآنى موج مىزند. شهید حسین الحوثی با سخنان پرجاذبه، انقلابی و آتشین و در عین حال روشنفکرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زیدیه را با بازگشت به روح و مفاهيم قرآن احیا کند. سخنرانیهای او شباهتی به درسهای سنّتی تفسیر قرآن نداشت. او در قالب منظومهاى با اجزاى به هم پيوسته و مرتبط، نگاه و راهکارهای قرآن را برای حل بحرانهای زندگی انسان معاصر ارایه می کرد.
ورود اين شخصيت بزرگوار به حلقه رهبرى اين جريان باعث شد این جنبش متحول شود. ريشه این تحول هم در اين بود كه آقاى بدرالدين الحوثى در زمان حضرت امام، مدتی در ایران به سربرده است. انديشههاى حضرت امام بسيار بر روى شخصيت آقاى بدرالدين الحوثى تأثير عمیقی می گذارد. همينطور فضاى انقلاب، بسيج و جنگ، كه در نتيجه به آقاى حسين الحوثى پيشنهاد مىكند به ايران بيايد.
وقتى حسين الحوثى به ايران مىآيد جرقههاى تشكيل اين جنبش بزرگ و پربركت در جان ایشان شكل مىگيرد. روح حساس، متفكر و معنوى اين انسان بزرگ شیفته امام خمینی(ره) و اندیشه های اسلام ناب می گردد. شما در كمتر سخنرانى ايشان نام و انديشههاى امام خمینی را مشاهده نمی کنید.
البته بعد از انقلاب اسلامى ايران در آنجا شيعيان دوازده امامى هم پيدا شدند، ولى اين جنبش جايگاه خويش را به عنوان مذهب زيديه چهار امامى در آن منطقه حفظ كرده است و در عين حال كسانى كه شيعه دوازده امامى شدهاند، در کنار شیعیان زیدیه در این جنبش فعالیت دارند و اندیشه های اسلام ناب محمدی باعث شده پیروان دو مذهب به همزيستى مسالمتآميز جهادى برسند. در حقيقت انديشههاى شهيد حسين الحوثى و تلاش ایشان برای صدور انقلاب به يمن، اختلافات مذهبى كه ميان شيعه زيدى و دوازده امامى بود را به تقريب مذهبى در راستاى جهاد و انديشههاى ضد صهيونيستى و ضد استكبارى با الگوى ايران تبديل كرد و اين دستاوردی تاريخى براى انديشه سیاسی امام خمینی(ره) است.
من بعضى از جملات شهيد حسين الحوثى را براى شما بيان مىكنم: ايشان مىگويد: «امام خمينى(ره) آمريكا را شيطان بزرگ ناميد چون در پس هر فتنهاى آمريكا حضور دارد و حاكمان اصلى آمريكا و كسانى كه بر آمريكا مسلط شدهاند يهوديان هستند، مشاهده كرديم همه كسانى كه در زمان امام خمينى(ره) در مقابل انقلاب اسلامى ايران ايستادند و تمام كشورهايى كه در كنار عراق بر ضد جمهورى اسلامى جنگيدند، يكى پس از ديگرى به سزاى عمل خويش رسيدند.»
اين سخنان را در فضايى بيان كردهاند كه وهابيت مسلط است و حکومت کاملا دیکتاتوری است. حكومت يمن حكومتى است كه در زمان جنگ ايران و عراق براى صدام نيروى نظامى فرستاد و طبق نقلى كه هست آقاى على عبدالله صالح رئيس جمهور يمن به مرز ايران و عراق آمد و به سمت ايران تیر شيك كرد تا موضع سياسى خودش را رسما اعلام كند و افتخار مىكرد كه شاگرد صدام است.
آقای حسین الحوثی در جايى ديگر گفته است: «جمهورى اسلامى تا به امروز دشمن اصلى آمريكا و اسرائيل است، امام خمينى(ره) نسبت به آزادى اعراب و مسلمين از سلطه آمريكا به شدت علاقمند بود و براى نابودى اسرائيل تلاش مىكرد، ولى همه كشورها در مقابلش صفآرايى كردند و ديديم كشورهايى كه مقابل حضرت امام قرار گرفتند چگونه از سوى آنها كه به كمكشان رفته بودند، ضربه خوردند. كويت و عربستان سعودى از سوى عراق مورد تجاوز قرار گرفتند. كشور يمن هم تعداد زيادى نيروى نظامى براى جنگ عليه انقلاب اسلامى ايران به عراق فرستاده بود و پيشبينى مىشود كه رئيس جمهور و ارتش يمن هم كيفر اعمال خود را ببينند».
شهيد حسين الحوثى سخنرانىهايى نيز در مورد روز قدس دارد و بر اندیشه های امام خمینی(ره) در حمایت از فلسطین و احیای روز قدس تاکید می کند. در روز عيد غدير خم هم جمعيتى ميليونى را جمع مىكند كه براى برگزاری همين مراسم، هزينههاى سنگين انسانى پرداخت كردهاند.
مهمترين اعتراضات آقاى حسين الحوثى بعد از حمله نظامی آمريكا به عراق مطرح شد. در سال 2003 بعد از اشغال عراق توسط آمريكايىها، اينها اعتراضات خودشان را رسمی و علنی مطرح کردند. آمريكا هم به بهانه فعال شدن القاعده در كشورهاى اسلامى از جمله يمن نيروهاى خودش را در منطقه نفوذ داده بود. مهمترين اعتراض آقاى حسينالحوثى اين بود كه چرا حكومت يمن اجازه داده است نيروهاى نظامى آمريكا در يمن مستقر شوند و استقلال و حاكميت سياسى آنها را زير سوال ببرند.
بعد استكبارستيزى، به ويژه مبارزه با صهيونيزم در اين جنبش بسيار چشمگير است. شهيد حسین الحوثى بحث قرآنى مفصلی را مطرح مىكند كه اساسا پيمانشكنان يهود در طول تاريخ بزرگترين ضربات را به اسلام زدهاند و مىگويد: امروز هم همان پيمانشكنان در قالب صهيونيزم جلوه كردهاند. بنابراين، مبارزه با اينها كه به زبان انبياى الهى مورد لعنت قرار گرفتند، بايد جزء مهمترين شعارهاى ما باشد، به همین جهت هم حركتى را به عنوان حركت شعار راه مىاندازند. آقای حسین الحوثی معتقد بود نمازى كه بعد از آن مرگ بر اسرائيل گفته نشود و برائت از صهيونيزم نباشد، مورد رضایت و قبول خداوند نیست. همیشه بعد از نماز، فریادشان به اين شعارها بلند بود: الله اكبر، الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، اللعنةعلىاليهود، النصر للاسلام
الان هم اگر در فيلمها و عكسهايشان ببينيد، پرچم سفيدی به دست دارند كه اين شعارها روى آن نوشته شده و هميشه با خود در جنگها و حركتهاى نظامى حمل مىكنند.
اينها براى حكومت يمن خيلى سنگين بود. رابطه حکومت یمن با آمریکا رابطه محکمی است در همین جنگ ششم شاید کمتر از يك ماه پيش، یمن توافقنامه امنيتى و نظامى با آمريكا امضا كرد، آن هم به بهانه مبارزه با تروريسم و القاعده! ولى در حقيقت هدفشان محدود كردن اين جريان شيعى انقلابى در كشور يمن می باشد. آمریکا رسما در مبارزه با حوثی ها از حکومت یمن حمایت کرده است.
شهید حسین الحوثی طرفداران خود را به صنعا مىفرستاد تا در نماز جمعه رسمى پایتخت، بعد از اقامه نماز شعارهاى مرگ بر آمريكا، مرگ بر اسرائيل سر دهند. تحمل چنین جنبش شجاع و صریحی، براى حكومت مركزى بسيار سنگين بود. در يكى از همين نماز جمعهها، حدود هشتصد نفر از پيروان آقاى الحوثى بلند مىشوند و شعار مىدهند، در نتيجه حكومت به جهت محدود كردن آنان، تمامى آنان را دستگير مىكند.
راهبردهاى حكومت يمن براى سركوب جريان شيعى الحوثى
در مقابل حكومت يمن هم براى محاصره كردن اين جريان و ساكت كردن اين فریاد انقلابی راهکارهای مختلفی را تجربه کرد.
حكومت يمن فعاليتهاى متنوعى انجام داد، ولى نتوانست اينها را سركوب كند و به ناچار وارد فاز نظامى شد. تلاش حکومت برای تطمیع این جریان شکست خورد. حکومت یمن اهل سنت را عليه اين جريان تحريك كرد. بدين ترتيب كه نسبت به صحبتهاى آقاى الحوثى حساسيتزايى مذهبی ايجاد می كرد و حرفهايى كه جنبه اختصاصى شيعى داشت را خيلى جلوه می داد و ادعا می کرد جریان حوثی تهديدى براى اهل سنت يمن است! در اين زمينه وهابيت و جريان سلفى يمن هم آتش بیار معرکه بود.
در گام بعدی برخى قبايل يمن را برای مبارزه با جریان حوثی سازماندهی کرد. حتی برخی از پیروان زيديه و متاسفانه از تعدادی از علماى آنان بهرهبردارى كرد. اينجاست كه اهمیبت خودسازى و بصيرت دينى روشن می شود. در شرایط فتنه است که نخبگان و خواص جامعه باید نقش هدایتگری خويش را ايفا كنند. شخصيتى با انديشه شيعى و نگاه انقلابى آمده است و يك تنه در مقابل حکومت یمن، نفوذ آمريكا و عربستان ايستادگی می کند ولی با کمال تأسف بعضى از علماى زيديه و حتى برخى از بزرگان گروه جوانان مومن با حکومت یمن علیه شهید حسین الحوثی همکاری کردند، بر ضد اين شهيد مجاهد امت اسلامى، بيانيه صادر كردند و او را منحرف خواندند!!
ولى ادبيات عاشورايى اين مجاهد فىسبيلالله در قلب جوانان جا باز کرده بود و دیگر فتواهاى علماى دربارى اسلام آمريكايى در جوانان يمن تاثيرگذار نبود. على رغم موضعگيرىهاى منفى عليه اين شخصيت، پيروانش روز به روز تقويت مىشدند.
جالب است وقتى پيروان آقاى حسينالحوثى را دستگير و زندانى مىكردند، برای شستشوی مغزی آنها از مهمترين و اثرگذارترين سخنرانان و نويسندگان كشورهاى عربى، استفاده مىكنند ولی بعد از هر سخنرانی، تنها پاسخی كه از پيروان حسينالحوثى مىشنيدند اين بود: «الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، اللعنة علىاليهود، النصر للاسلام» اينها مسير را پيدا كرده بودند و اين ناشى از قدرتى است كه خداوند در روح اين مرد بزرگ الهى و شاگرد مكتب خمينى(ره) قرار داده بود. نهايتا در سال 2004 على عبدالله صالح رئيس جمهور يمن، از آقاى حسين الحوثى براي برگزاری دیداری دعوت می كند. شهید حسین الحوثی این دعوت را نمی پذیرد. چون مشخص بود حکومت یمن قصد اجرای مطالبات جریان حوثی را نداشت و به خاطر اعتراضات آنها ارتباطات خود را با آمریکا قطع نمی کرد، این جلسه یا بیان تهديد حکومت بود يا تطميع و كسى كه راه شهادت را انتخاب كرده باشد در مقابل اين روش ها سرخم نمىكند.
نهايتا دولت يمن 18 شاخه نظامى را براى دستگيرى الحوثى مىفرستد و اينها را محاصره مىكنند، ولى آنها چند روز مقاومت جانانه مىكنند و دست آخر به شهادت مىرسند. البته شعله اندیشه های انقلابی شهید الحوثی با شهادتش خاموش نشد، بلکه اين شعله مقدس فروزانتر و آشکارتر گردید.
شش جنگ به وجود آمده در يمن، نه تنها جوانان مومن را از مقاومت خسته نكرد بلكه علاقمندى و باورشان را نسبت به انديشههاى اين متفكر جهان اسلام عمیق تر کرده است.
حكومت يمن در جنگ اول صعده با وجود ضعف و اندك بودن اين گروه، نتوانست پيروز شود و نتوانست اين گروه را از بين ببرد، مسلما با افزايش توان اين گروه، در اين جنگ هيچ تأثيرى نخواهند پذيرفت.
جنگ ششم صعده
جنگى كه امروز در يمن اتفاق افتاده است، جنگ ششم صعده است. نكته قابل توجه اينكه در اين شش جنگ، اين حكومت يمن بوده که جنگ را شروع کرده است. به عبارت ديگر جنبش الحوثى، يك جنبش شورشى و متمرد علیه حكومت نيست.
برخلاف تهمت هایی که علیه آنها مطرح می کنند هیچ وقت قصد جدایی طلبی نداشته اند. بارها و بارها اعلام کرده اند حرکت نظامی ما فقط دفاعی است و اگر حکومت به ما حمله نظامی نکند ما انگیزی برای جنگ نداریم.
البته این گروه مسلح است، چون اساسا يمن كشورى نيست كه قانون منع خريد و فروش اسلحه داشته باشد و استان صعده به خاطر مرزى بودن به «سوق الاسلحه»(یعنی بازار اسلحه) معروف است. رسما در برخی بازارهای سلاح یمن اسلحه سنگین می فروشند. تقریبا تمام مردم یمن اسلحه های سبک را در منازل خود دارند. شاید یکی از سیاست های حکومت یمن برای مشغول کردن مردم به مسایل پیش پاافتاده همین مساله باشد. یمن کشوری با بافت قبیلگی است حکومت علاقمند است مردم درگیر نزاعهای مسلحانه قبیلگی باشند و چندان درگیر مسایل سیاسی نشوند ولی همین سیاست به ضرر حاکمیت یمن تمام شد چون باعث شد مخالفان حاکمیت مسلح شوند. طبيعى است كه اين گروه هم مىتواند اسلحه مورد نياز خودش را تامين كند. اين گروه مسلح در حالى به مبارزه ادامه مىدهد كه موضعى دفاعى دارد؛ چرا كه در هر شش جنگ، حكومت شروع كننده جنگ بود. نكته مهمتر اينكه در تمامى اين جنگها، باز هم این حكومت یمن است که درخواست آتش بس و مصالحه مىكند. اين نشاندهنده ضعف نظامی ارتش حكومت يمن در مقابل این گروه است.
وقتى در جنگ اخير به نتيجه نرسيدند، زمینه برای مصالحه آماده شده بود. جمهورى اسلامى ايران پيشقدم شد و قرار بود آقاى متكى وزير خارجه كشورمان به يمن برود تا قضيه را فيصله داده و بین طرفین مصالحه ایجاد شود. چون حدود سه ماه و اندى است كه اين جنگ(جنگ ششم) ادامه پیدا کرده.
ولى ناگهان دولت يمن اعلام مىكند كه وزارت خارجه یمن به دليل اشتغالات فراوان كارى، نمىتواند از وزیر خارجه ایران استقبال کند و در فرصت بعدی از ایشان دعوت خواهند کرد كه تا امروز هم این دعوت انجام نگرفته است. وزارت امور خارجه ایران رسما بار دیگر برای وساطت اعلام آمادگی کرد که دولت یمن با کمال وقاحت این اقدام انسانی و اسلامی ایران را رد کرد و گفت: مردم یمن نیازمند به وصی نیستند!!
از طرف دیگر همزمان با لغو سفر وزير خارجه كشورمان به يمن، دخالت نظامى عربستان سعودى شروع مىشود. داستان از این قرار است که عربستان به يمن پيغام مىدهد كه برای حل مشکل پاى ايران را به ميان نياور! عربستان به یمن تعهد می دهد با تکیه بر توان نظامى اش جریان حوثی را یک بار و برای همیشه ریشه کن خواهد كرد؛ ولى تا امروز كه بيش از ده روز از مداخله نظامى عربستان مىگذرد، شيعيان هنوز به مقاومت خويش ادامه داده و همزمان در دو جبهه مىجنگند. روزشمار این مقاومت دلیرانه را می توانید در سایت های جریان الحوثی به ویژه سایت المنبر نت و صعده آنلاین مشاهده کنید.
جنگی بین المللی
امروز فضاى رسانههاى بينالمللى علیه ایران از سه عنصر ترکیب یافته: ايرانهراسى، شيعههراسى و اسلام هراسى. غرب و همپيمانانش در كشورهاى عربى دست به دست هم دادهاند و ايران را به عنوان اصلىترين رهبر خط مقاومت اسلام و تشيع مورد هجمه قرار می دهند. هم احساسات مذهبى، هم احساسات قوميتي و هم احساسات دينى مردم جهان را عليه جمهورى اسلامى ايران تحريك مىكنند.
امروز عربستان و يمن شيعيان مظلوم این کشور را به عنوان قربانى ايران هراسى ذبح مىكنند تا ايران را متهم كنند كه به اينها تسليحات داده و مىخواهد در امور داخلى كشورهاى ديگر دخالت كند. هدفشان این است که برای امتیاز گرفتن در پرونده های بین المللی مانند مذاکرات انرژی هسته ای از ایران امتياز بگيرند.
يقينا ارتش يمن به تحريك عربستان سعودى و همچنين عربستان به دستور آمريكا در عرصه بین الملل این جنگ را شروع کرده اند. در اين موضوع شكى نيست.
متهم کردن ایران به آشوب نظامی در کشورهای اسلامی بی پایه و واهی است. اگر استراتژى ما اين بود كه از طريق نظامى در كشورهاى ديگر دخالت كنیم يا از طريق تسليحات نظامى شيعيان جنبش الحوثى را تقويت كنیم، تا به حال حوثی ها يمن و عربستان را يك جا تصرف كرده بودند.
مگر حزبالله لبنان نمىتواند كودتاى نظامى كند و يك شبه حكومت اين كشور را به دست بگيرد؟ وقتى آمریکا به بهانه تاسیس شرکت های امنیتی، مخالفين حزبالله را مسلح كرد و با قطع شبکه مخابراتی حزب الله بستر درگیری نظامی را فراهم کرد، حزبالله در مدت دو شبانه گروه های مخالف را خلع سلاح کرده اسلحه آنها را تحويل ارتش لبنان داد. آیا حزب الله توان ایجاد کودتای نظامی را نداشت؟ اساسا ايران قصد ندارد طرفدارانش را در كشورهای دیگر به مبارزه نظامى عليه حكومتهايشان ترغيب كند كه اگر چنين راهبردى داشت تا حالا خيلى از كشورها حكومتشان عوض شده بود. جمهورى اسلامى ايران طرفداران خود را به مشارکت در فرآيند سياسى و راهکارهای مسالمت آمیز تشویق می کند در عین حال این گروه ها هیچ کدام نمی پذیرند مورد تعدی و تجاوز قرار بگیرند. حكومت يمن هم به برای پوشش دادن به شکست ها و ضعف خود در مقابل اين جنبش، ايران را به دخالت در امور داخلی یمن متهم مىكند، در حالى كه همه مىدانند اين تهمت ها از اساس دروغ است.
حوثی ها شش سال است که با تمام محرومیت و استضعاف روى پاى خودشان ايستاده اند و مقاومت می کنند.
بنابراين، شعلهور شدن اين جنگ كه هميشه از طرف حكومت يمن بوده است، اهرمی جهت اعمال فشار سياسى عليه ايران و آتش تهيه ای براى جنگ سرد بين ايران و آمريكاست.
و اين مظلومان مخلص و مجاهد فىسبيلالله در حقيقت قربانيان اين توطئه زشت آمريكا و همدستانش در منطقه يمن و عربستان هستند.
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 2:26 PM
چهارشنبه، 7 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت
جنبش شیعیان یمن، در پنج سال گذشته، روند رو به رشدی داشته است. نگاهی گذرا به حوادث پنج سال گذشته نشان می دهد مقاومت شیعیان به رهبری عبدالملک الحوثی، از نظر کمی و کیفی وضعیت به مراتب بهتری نسبت به آغاز درگیری ها پیدا کرده است. از نظر جغرافیایی، جنگ اول تا سوم داخل استان صعده محدود بود ولی جنگ چهارم و پنجم به خارج از استان کشیده شد و در جنگ ششم از مرزهای یمن عبور کرد. عربستان سعودی وارد معرکه شده و نیروهایی از دیگر کشورهای عربی نیز عربستان را در این جنگ یاری می دهند. از نظر نیروی انسانی، یاران الحوثی در جنگ اول ۳۰۰ نفر، جنگ دوم حدود ۵۰۰ نفر، جنگ سوم حدود ۸۰۰ نفر، جنگ چهارم حدود ۲ هزار نفر، جنگ پنجم حدود ۱۰ هزار بودند و اکنون در جنگ ششم گفته می شود حداقل ۲۰ هزار نفر و حداکثر ۵۰ هزار نفر از جوانان شیعه، سازماندهی شده اند. تا به اینجا، رزمندگان مقاومت شیعی، مقتدرانه ایستادگی کرده اند. اکنون برای همه ثابت شده که حذف شدنی نیستند.
در حال حاضر جنگ صعده، ابعاد منطقه ای و بین المللی بخود گرفته چرا که امنیت عربستان سعودی و شبه جزیره، در معرض تهدید جدی واقع شده و چنانچه روند جنگ از سوی قدرتهای منطقه ای و بین المللی، مدیریت و کنترل نشود، هیچ بعید نیست در ادامه ماجرا، شاهد گسترش دامنه جنگ به کشورهای دیگر باشیم. بویژه آنکه امنیت شبه جزیره عربستان، با امنیت خلیج فارس و دریای سرخ و خلاصه منطقه خاورمیانه گره خورده است.
یاران الحوثی در دوماه اخیز موفق شده اند کنترل بیش از ۱۰۰ پایگاه نظامی ارتش در استان صعده را در دست گرفته و تمام سلاح و تجهیزات نظامی این پایگاهها را به غنیمت بگیرند. علاوه بر این، غنیمتهای بسیاری هم از سعودی ها بدست آورده اند (فیلم) و از نظر تسلیحاتی خیلی قوی تر از سالهای گذشته شده اند. لذا در صورت ادامه دار بودن جنگ در صعده، شیعیان توان مقاومت برای زمانهای طولانی را دارند.
هم اکنون، تلاشهایی از سوی برخی میانجیگران در حال انجام است. وساطت ها چه از سوی علما و شیوخ یمن و چه از سوی کشورهای دیگر همچون قطر، تاکنون بی ثمر و بی نتیجه بوده است. زیرا هدف سعودی و دولت یمن، نابودی و سرکوبی جنبش الحوثی بوده است و چنانچه دم از وساطت بزنند قصدشان این است به اهدافی که از طریق جنگ نرسیده اند بوسیله وساطت برسند. یعنی توقع دارند یاران الحوثی، بر سر میز مذاکره بنشینند و تعهد نمایند که سلاحهای خود را تحویل بدهند و پس از خلع سلاح، ارتش یمن با خیال راحت، همه آنها را دستگیر و زندانی کند و یا به قتل برساند. ماجرای نیرنگ در سوء استفاده از وساطت علما در جنگ اول را حتما شنیده اید که منجر به شهادت حسین بدرالدین الحوثی شد. و یا اعضای کمیته وساطت در جنگ چهارم و پنجم که هم اکنون در زندانهای صنعاء بسر می برند.
بگذریم از اینکه، در خاورمیانه همه توقع داشتند عربستان سعودی، میان دولت یمن و گروه الحوثی میانجیگری کند. اما سعودی ها نه تنها میانجیگری نکردند بلکه وساطت قطر را هم عقیم کردند. با حمله ارتش سعودی به استان صعده، برای همگان آشکار شد که کارفرما و سرمایه گذار اصلی جنگ علیه شیعیان، خود سعودی بوده است. اکنون ارباب به میدان آمده است. ارتش سعودی پس از سه هفته کارزاری که جز خواری و ذلت برایش نداشت، اکنون به دنبال مفری برای خروج آبرومندانه از این بحران خودساخته است. احتمالا در اخباری دروغین، بازپس گیری و یا پاکسازی کوهستانهای مرزی را اعلام خواهند کرد. به این خبر دقت کنید: (لینک خبر) و تکذیب خبر توسط دفتر الحوثی که می گوید در یکی دو روز گذشته هیچگونه حمله نظامی زمینی در منطقه از سوی سعودی ها انجام نشده است: (لینک خبر). احتمالا پس از این پیروزی توهمی، سعودی ها پایان جنگ را از سوی خود اعلام خواهند کرد. داستانی که علی عبدالله صالح در پنج دوره قبلی، پس از ناتوانی در مقابل یاران الحوثی، تکرار کرده است.
همه جریانهای سیاسی داخل و خارج یمن، بر این نکته تاکید دارند که جنگ، راه حل مناسبی برای پایان دادن به این بحران نیست. حتی عبدالملک الحوثی و سخنگویش در بیانیه های متعدد، اعلام کرده اند که برای گفتگو آمادگی دارند. این نشان می دهد علیرغم برتری شان در میدان نبرد، جنگ طلب نیستند. پرواضح است وساطتی که بدنبال خلع سلاح گروه الحوثی باشد باز هم به نتیجه نمی رسد. تنها راه پایان جنگ در صعده به رسمیت شناختن حقوق شیعیان زیدی توسط دولت یمن و اعطای آزادی های مذهبی و مدنی به آنان در مناطق خود می باشد. بدیهی است در فضایی آرام، شیعیان یمن با پشتوانه فکری و فرهنگی و برخورداری از میراث گرانقدر شیعی، مراحل رشد و بالندگی را به سرعت طی خواهند کرد. از طرفی تجربه شیعیان در ایران، لبنان و عراق، افقهای روشنی را پیش روی آنان قرار داده است. خصوصا آنکه شیعیان زیدی تجربه ۱۱ قرن حکومت را در این سرزمین پاک (البلد الطیب/سوره الاعراف آیه ۵۸) داشته اند.
خلاصه آنکه دوران انزوای شیعه در یمن به پایان رسیده و سادات و شیعیان یمن در مسیر رشد و تکامل قرار گرفته اند. جنگ یا صلح، نتیجه یکی است: حضور پرقدرت شیعه در جنوب شبه جزیره عربستان. هضم این واقعیت برای سعودی ها کمتر از مرگ نیست. این واقعیتی است که پذیرش آن برای همه از جمله دولت یمن غیرممکن است. اگر سعودی و دولت یمن، راه جنگ را در پیش بگیرند ناخواسته به تحقق این روند سرعت بیشتری می دهند و آینده سختی را برای خود ترسیم خواهند کرد.
محمود پيربداغي
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:25 AM
سه شنبه، 6 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت
ارتباط عربستان با تحولات یمن را به صورت چند قسمت مجزا برای راسخونی های عزیز خلاصه کرده ام، امید که مفید فایده واقع شود:
1- ورود علنی و عملیاتی عربستان به درگیری با شیعیان صعده به تنهایی از عجز دولت ملی عبدالله صالح و قدرت فزاینده مبارزان حوثی حکایت می کند. در عین حال ورود عربستان سعودی به این درگیری از خامی مقامات ریاض هم خبر می دهد چرا که ورود ارتش کلاسیک به درگیری با چریک ها اگر کارساز بود، پیش از ارتش سعودی، ارتش یمن به آن نایل شده بود.
با این وجود ورود علنی و عملیاتی ارتش سعودی به درگیری با شیعیان می تواند اسماعیلی های جنوب عربستان که در سه استان مرزی جیزان، عسیر و نجران سکونت دارند را تحریک کند و به پشتیبانی عملی از شیعیان صعده وادارد شاید از همین رو بود که عربستان خیلی زودتر از آنچه دولت صنعا تصور می کرد به گفت وگوهای دیپلماتیک روی آورد و حتی زمزمه اعزام یک هیات سیاسی به ایران را سر داد.
2- برای ارتش کلاسیک، پیروزی در جنگ پارتیزانی متصور نیست، مگر آنکه در درون ارتش کلاسیک واحدهای چریکی تعبیه شده باشند و این واحدهای چریکی آنقدر قوی باشند که بر چریک های طرف مقابل غلبه کنند. با بررسی رفتار ارتش های صنعا و ریاض بنظر نمی آید چنین امکانی در اختیار دولت های عربستان و یمن باشد. در جنگ ارتش کلاسیک و چریک منافع طرف چریک در طولانی کردن زمان درگیری نهفته است این در حالی است که چنین نبردی برای ارتش کلاسیک هزینه های فوق العاده ای را به همراه داشته و روحیه نیروها را تضعیف می کند. در صحنه کنونی مبارزان صعده بر سلسله جبال یمن که از شهر کوچک طائف (در جنوب مکه) آغاز و تا شهر عدن امتداد دارد، کاملا تسلط دارند و از آن بعنوان منبع مهم عملیاتی، غذایی و... استفاده می کنند و می توانند سالها به مقاومت خود ادامه دهند کما اینکه سالهاست مقاومت می کنند. با این وصف پیروزی بر چنین نیرویی در مرز محال قرار دارد.

- دامنه سیطره حوثی ها به نحو غیرمنتظره ای در حال گسترش می باشد. امروز هواداران این گروه از دهها هزار تن فراتر رفته اند و بر کل استان استراتژیک صعده- به جز شهر صعده- تسلط دارند. دو جاده مهم و استراتژیکی که صعده را به شمال و شرق این استان وصل می کند در اختیار آنان است، شیعیان صعده اینک بیش از 60 پادگان نظامی ارتش در استانهای صعده و عمران را در اختیار داشته و از نظر نظامی توانایی مواجهه با جنگ افزارهای نیروی هوایی را دارند.
4- روزی که درگیری های صعده آغاز شد، مبارزان حوثی روی دو نکته تاکید داشتند؛ رفع تبعیض از مردم صعده و اعطای آزادی های مذهبی. آنان می گفتند با وجود آنکه صعده ثروتمندترین استان یمن است ولی از سایر استانها فقیرتر می باشد و نیز می گفتند با وجود آنکه وهابی ها که بیشتر از یک درصد جامعه یمن نیستند از آزادی عمل زیادی برخوردارند و توانسته اند با سوء استفاده از فقر مردم، اکثر پست های حساس را در دولت و مجلس این کشور بدست آورند ولی گروههای شیعه که بین 40 تا 55 درصد جمعیت یمن را به خود اختصاص داده اند در حاشیه به سر می برند و هیچ مشارکتی در حکومت ندارند اما اینک دایره خواسته ها فراتر رفته است آنان اینک خواستار پایان دادن به سیطره عربستان بر بخش هایی از سرزمین یمن -شامل سه استان و حدود 10 جزیره- می باشند و حکومت سکولارها را قبول ندارند. و همچنین خواستار برچیده شدن سیطره سیاسی غرب بر یمن هستند با این وصف باید گفت حکومت های عربستان و یمن با توسل به زور، عملاً فقط خواسته های مبارزان را توسعه داده و خود را در معرض فروپاشی قرار داده اند.
5- یکی از خطاهای یمن و عربستان به میان کشیدن پای ایران است. گاهی ادعاهای آنان علیه ایران بشدت خنده دار است مثلاً سعودی ها برای توجیه محاصره دریایی شمال یمن مدعی شدند « نیروهای امنیتی مشترک عربستان و یمن، پنج ایرانی سوار بر یک کشتی ایرانی که در حال حمل سلاح به سمت استان حجه بوده اند را دستگیر کرده اند» و نیز مدتی پیش سفیر یمن در لبنان در دیدار با سعدالدین حریری نخست وزیر این کشور مدعی شد اسنادی در اختیار دارد که نشان می دهد حزب الله لبنان به آموزش مبارزان صعده مشغول است. این در حالی است که از یک سو در یمن یک بازار رسمی خرید و فروش سلاح- از انواع سبک تا نیمه سنگین- وجود دارد و نیز تصرف نزدیک به 60 پادگان ارتش نیاز حوثی ها به اسلحه را برطرف کرده است و ایرانی ها هوشیارتر از آن هستند که دست به کاری غیرضروری بزنند. ادعای آموزش حوثی ها توسط حزب الله هم از بلاهت مخالفان آن خبر می دهد چرا که سابقه فعالیت های چریکی نبردهای الحوثی و هواداران احیاء نظام امامیه در یمن از سابقه فعالیت های چریکی حزب الله و شیعیان در لبنان بیشتر است، اولی یک سابقه 100 ساله و دومی حداکثر سابقه ای 30 ساله دارد.
دولت های ریاض و صنعا با میان کشیدن پای ایران دچار یک خطای استراتژیک شده اند چرا که شکست آنان به حساب شکست از ایران گذاشته می شود و این بر ابهت ایران می افزاید و به مخالفان داخلی آنان نیز قوت قلب می دهد، ضمن آن که دشمنی شناخته شده و عملی ایران اسلامی با آمریکا و اسرائیل باعث می شود مخالفت دولت های یمن و سعودی با ایران به حساب همراهی آنها با آمریکا و اسرائیل نوشته شود که اینگونه نیز هست.
6- جنگ فعلی مبارزان صعده در مردادماه امسال آغاز شده است. وقتی جنگ آغاز شد حوثی ها فقط به دروازه های شمالی صعده احاطه داشتند ولی اینک مناطق حرف سفیان- ورودی جنوبی- الملاحیط- ورودی غربی- و کتاف- ورودی شرقی- نیز در سیطره حوثی ها قرار دارد. آنان اینک حتی یک منطقه که تا چند هفته پیش در سیطره سعودی ها بود را آزاد کرده اند در مناطق عملیاتی حوثی ها نه یک سرباز ایرانی و نه یک گلوله ایرانی دیده شده و کمترین نشانه ای از علاقه ایران به آغاز یا ادامه درگیری ها دیده نشده و نمی شود، براین اساس به نظر می آید دولت یمن به جای اذعان به ضعف خود و تلاش برای حل و فصل داخلی مشکلات خود، پای ایران را به میان می کشد تا با جلب کمک های منطقه ای و بین المللی و با مرعوب کردن حوثی ها مشکل خود را حل کند و یا تخفیف دهد.
7- برخی از خبرها بیانگر آن است که دولت علی عبدالله صالح تلاش داشت تا از طریق دست زدن به قتل عام گسترده بر منطقه صعده سیطره یابد. این تصمیم پیش از آغاز درگیری های دوره ششم در مردادماه گذشته اتخاد شده است. پایه اصلی این عملیات بر متهم کردن حوثی ها به انجام عملیات های تروریستی علیه اتباع غرب و کشورهای همسایه قرار داشت.

اساساً حمله ارتش به مبارزان صعده در دوره اخیر با این بهانه دروغین شروع شد که حوثی ها 9 تبعه خارجی- شامل 7 تبعه آلمانی، یک تبعه انگلیسی و یک تبعه کره ای- را ربوده و سه تن از آنان را به قتل رساندند. یکبار نیز فرماندهی ارتش یمن با صراحت از ریشه کن کردن مبارزان صعده خبر داد ولی روند امور به گونه ای پیش رفت که اقدامات مشترک یمن و عربستان با دشواری زیادی مواجه گردید و به نظر می آید «فعلا» از دستور کار خارج شده است.
8- صهیونیست ها با همکاری رژیم سعودی قصد دارند ضمن سیطره بر باب المندب، یمن را دچار تنگنا و در صورت امکان دچار تجزیه و چند پارچگی کنند.
براساس طرح مشترک صهیونیستی سعودی، حکومت عربستان که به مدت 50 سال دشمن استراتژیک مردم یمن بوده، می کوشد برباب المندب مسلط شود. براساس اطلاعات دقیق و شواهد تاریخی و میدانی فراوان، هم اکنون دولت سعودی می کوشد استان حضر موت را به شکل کامل از یمن جدا سازد تا یک مجرای نفتی به سوی دریای سرخ باز کند و به این ترتیب کشورهای عربی صادر کننده نفت و مشتریان آنها از تنگه هرمز بی نیاز شوند.
این سعودیها بودند که عبدالفتاح اسماعیل رهبر جنوب یمن و متحد کننده مردم یمن در برابر طرحهای سعودی را به قتل رساندند و ابراهیم الحمدی نخست وزیر نیز که از بخش های اشغال شده یمن چشم نمی پوشید به دست سعودیها کشته شد و اکنون جانشینی دست نشانده به جای وی بر یمن حکومت می کند.
سعودیها یمن را به منطقه ای برای انتشار اندیشه تروریستی بدل کرده اند تا عقاید القاعده را دریک پایگاه نظامی بزرگ در خارج از کشور خود در مغز نیروهایی فرو کنند که به عنوان فداییان سعودی به مناطق مختلف جهان فرستاده می شوند و بنا به خواست سعودی ها در هر ماجرایی و به هر شکلی که آنها بخواهند، عملیات تروریستی انجام دهند.
علاوه بر جیزان و نجران و عسیر که دراشغال سعودی است نیروهای این کشور هر روزه به مناطق داخل خاک یمن از دریای سرخ گرفته تا گوشه و کنار حضرموت نفوذ کرده و هرگونه خواسته ای را به انجام می رسانند.
جست و جوی جایگزین برای تنگه استراتژیک هرمز، راهبرد چند سال اخیر آمریکا، رژیم صهیونیستی و سعودی ها در منطقه بوده است. آنها همواره گفته اند مادام که بخش عمده ای از انرژی مصرفی دنیا از تنگه هرمز و تحت نظارت ایران عبور می کند، امکان حمله به ایران یا تحریم اقتصادی و نفتی آن وجود ندارد.
9- در فوریه 2005-اسفندماه 1384- ساموئل هانتینگتون استراتژیست معروف آمریکایی و صاحب تئوری «جنگ تمدن ها» که چند ماه قبل، جهان از لوث وجودش پاک شد، در یک همایش بین المللی با عنوان دموگرافی که در نیکوزیا، پایتخت قبرس برپا شده بود گفت؛ «مرتجع ترین کشور منطقه خاورمیانه یعنی عربستان سعودی که در آن هیچگونه انتخاباتی نیست و مردم آن کمترین نقشی در حاکمیت ندارند و یک خانواده به گونه قرون وسطایی بر آن کشور ثروتمند حکومت می کند، نزدیک ترین روابط دوستانه را با آمریکا دارد و در همان حال، آمریکا با جمهوری اسلامی ایران که دموکراتیک ترین کشور منطقه است و مجلس و دولت آن با رأی مردم انتخاب می شوند، بیشترین دشمنی ها را دارد. البته می دانم که دیپلماسی آمریکا در نگاه به عربستان و ایران، قابل توضیح نیست و متناقض به نظر می رسد، اما در آینده از کشور عربستان خبرهای قابل توجهی به گوش خواهد رسید.»
در همان روزها، اظهارات هانتینگتون با اعتراض رسمی وزیر خارجه آل سعود به وزارت خارجه آمریکا روبرو شد و خبرگزاری آمریکایی یونایتدپرس که این بخش از سخنان هانتینگتون را منتشر کرده بود در گزارش کوتاهی احتمال خطا در نقل قول از وی را منتفی ندانست!
چند هفته بعد از حضور رسمی اوباما در کاخ سفید، «سیمون هاندرسون» مسئول «موسسه پژوهشی واشنگتن» که یک مرکز اطلاعاتی مشترک «سیا» و «پنتاگون» است و با تابلوی «بررسی های استراتژیک در سیاست خارجی آمریکا» فعالیت می کند، در فصل مربوط به «عربستان سعودی» از گزارش مفصل خود به اوباما، نوشت «پیش بینی می شود که نظام حکومتی عربستان طی 5 سال آینده شاهد تحولات و تغییرات گسترده ای باشد و احتمال می رود که در این فاصله چند پادشاه در این کشور به سلطنت برسند» در این گزارش اگرچه به اظهارات 4 سال قبل ساموئل هانتینگتون در نیکوزیا اشاره ای نشده است ولی برخی از بخش های آن می تواند توضیح روشنی برای نکته ناگفته در اظهارات هانتینگتون باشد. آنجا که از 3 عامل اصلی در تشریح علت ناپایداری منجر به سقوط احتمالی حاکمیت آل سعود یاد می کند. این 3 عامل در گزارش یاد شده عبارتند از؛ اول: تشکیل جمهوری اسلامی در ایران که علی رغم تقابل 30 ساله آمریکا با آن، گام های بلندی در عرصه های تکنولوژیک و اقتدار منطقه ای برداشته است و برگزاری انتخابات مجلس و ریاست جمهوری در آن، تمایل شدید مردم عربستان مخصوصاً جوانان و تحصیلکردگان را به داشتن کشوری دموکراتیک و شرکت در اداره امور کشور خویش برانگیخته است. گفتنی است در این بخش از گزارش آمده است جوانان عربستان در مواجهه با جوانان سایر کشورها از اینکه، یک خانواده بر سرنوشت آنها حاکم است و مردم هیچ نقشی در سرنوشت خود ندارند، دچار افسردگی و گاه شرمندگی می شوند.
دوم: در گزارش فوق از ثروت سرشار و افسانه ای شاهزادگان سعودی در کنار فقر بسیاری از مردم این کشور، مخصوصاً شیعیان و سنی های غیروهابی که تمایل فراوان دینی به ایران دارند، به عنوان عامل دوم یاد شده و آمده است که هر چند حکومت عربستان در سال های اخیر با اختصاص بودجه ویژه برای تأمین رفاه و مسکن اقشار کم درآمد، به منظور کاستن از فشار بر این اقشار اجتماعی تلاش کرده است، اما بررسی های میدانی نشان می دهد که این اقدامات در جلب رضایت آنان موفقیت زیادی نداشته است.
سوم: ارتباط نزدیک آل سعود با آمریکا و مواضع خنثی و در بسیاری از موارد، حمایت گونه سعودی ها از اسرائیل که با توجه به کینه ملت های مسلمان از اسرائیل، پادشاهان سعودی را به عنوان متولیان اصلی زیارتگاه مسلمانان- منظورش خادم الحرمین است- با پرسش های آزاردهنده ای روبرو کرده است. این اعتراض ها مخصوصاً بعد از جنگ 33 روزه لبنان و 22روزه غزه شتاب بیشتری گرفته است، در حالی که ایران، رقیب قدرتمند عربستان به دلیل حمایت گسترده از حزب الله لبنان و حماس و ارسال اسلحه -!!- و تدارکات دارویی و غذایی برای تروریست های حزب الله و حماس!! - نامی که شایسته آمریکا، اسرائیل و سعودی هاست- توانسته است تحسین مسلمانان را به خود جلب کند.
10- گزارش فوق و شواهد فراوان دیگری که شرح آن از محدوده این نوشته محدود بیرون است، نشان می دهد، عمر حاکمیت دست نشانده آل سعود به پایان رسیده است و آمریکا اگر هم تمایل داشته باشد - که دارد - ولی نمی تواند از این سقوط جلوگیری کند. از این روی به نظر می رسد، آمریکا با درگیر کردن سعودی ها در جنگ با شیعیان صعده، دو هدف جداگانه را دنبال می کند. از یکسو تضعیف نهضت مقاومت الحوثی با قتل عام وحشیانه شیعیان صعده که از حمایت و همراهی تمامی نهضت های مقاومت اسلامی- چه شیعه و چه سنی- برخوردارند و در صورت به دست گرفتن حاکمیت یمن، قطب مستحکمی از مقاومت اسلامی را در برابر نظام سلطه و جریان سازشکار عرب شکل می دهند و از دیگر سو؛ برای مقابله با نهضت اسلامی مردم صعده، حاکمیت آل سعود را که عمر آن رو به پایان است و به مهره سوخته تبدیل شده است، هزینه می کند.
11- برخلاف ادعای رسانه های غربی و مطبوعات و شبکه های تلویزیونی آل سعود، در حمله هوایی و زمینی- و اخیرا محاصره دریایی- سعودی ها علیه مقاومت اسلامی صعده، مقاومت با صلابت ادامه دارد و تلفات سنگینی به نظامیان متجاوز و شکم باره و عیاش آل سعود وارد شده است. حمله هوایی و زمینی ارتش سعودی به مردم بی دفاع شهرها و روستاها و جنایات وحشیانه ای که علیه زنان و کودکان مرتکب می شوند، ضمن آن که با هدف ایجاد رعب و وحشت صورت می پذیرد، نشانه ناکامی در مقابله با مردان مقاومت نیز هست، تا آنجا که بسیاری از تحلیل گران منطقه ای و بین المللی، نتیجه این حملات وحشیانه را با نتیجه هجوم وحشیانه صهیونیست ها به لبنان و غزه مقایسه می کنند و از هم اکنون شکست آل سعود را رقم می زنند.
12- بعد از فتنه اخیر در انتخابات ریاست جمهوری دهم که به گواهی اسناد غیرقابل انکار از مدت ها قبل طراحی شده بود، این پیام به طور همزمان از سوی منابع رسمی آمریکا برای رهبران نهضت های مقاومت اسلامی منطقه، از جمله حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامی فلسطین و الحوثی، رهبر مقاومت شیعیان یمن ارسال شد. مضمون مشترک پیام ها آن بود که ایران به عنوان پشتوانه و عقبه استراتژیک مقاومت های اسلامی با بحران در حاکمیت روبرو شده!! و از رهبران نهضت های مقاومت خواسته شده بود، این فاکتور را در مناسبات آینده خود به حساب آورند!! البته آمریکایی ها درهمه جا از سیاست گرفته تا اقتصاد جهانی و هالیوود و تولید شرک 1 تا 3 و غیره نشان داده اند که قوه تخیل فوق العاده ای دارند و کلا در این دنیا سیر نمی کنند.
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:18 AM
دوشنبه، 5 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت
روند سیاسی جنبش « الحوثی » در یمن
این جنبش، توسط « حسین الحوثی » آغاز شد و اکنون توسط « عبدالملک الحوثی » (برادر او) رهبری میشود. آن دو از فرزندان « بدرالدین الحوثی » اند که عالم نامور زیدی در یمن است. بدر الدین الحوثی، در سال 1345 ه.ق در شهر «ضحیان» به دنیا آمد و در صعده پرورش یافت. او از خاندان علمی و مولفان پرکار معاصر زیدی است که هم اکنون با کهولت سن زیاد در حال حیات است و از قیام فرزندان خود حمایت کرده و رهبری دومین جنگ علیه دولت یمن (پس از کشته شدن فرزندش حسین) را بر عهده داشت. او دارای آثار متعددی چونان: اسانید الزیدیه، الایجاز فی الرد علی فتاوی الحجاز، تفسیر القرآن الکریم، التحذیر من الفرقه و... . او در سالهای جنگ داخلی یمن، مدتی به ایران پناه آورد و چندی در شهر قم زیست.
در میان فرزندان او، 3 نام مشهورترند: حسین (رهبر مقتول جنبش)، عبدالملک (رهبر فعلی جنبش)، و یحیی (که نماینده پیشین پارلمان یمن بود و اکنون درآلمان به سر میبرد و از جنبش حمایت میکند).
«حسین الحوثی» در 1956 م. (6 سال قبل از سقوط سلسله هزار ساله امامان زیدی در یمن) در استان صعده به دنیا آمد. تحصیلات خود را نزد پدر دانشمندش و علمای زیدی فرا گرفت. همچنین در مدارس سنیهای سلفی تحصیل کرد و در دانشکده شریعت صنعا مدرک لیسانس خود را در رشته فقه وحقوق گرفت. در فعالیتهای اجتماعی، سیاسی و فکری از دوره جوانی حضور فعال داشت. در تشکیلات شباب المومن و «حزب الحق» نقش موثری داشت. در 1993 م. در انتخابات پارلمان یمن، به نمایندگی مجلس انتخاب شد و تا سال 1997 م. نماینده پارلمان یمن بود. پس از آن با تاسیس مراکز علمی و ادامه فعالیتهای اجتماعی، نقش چشمگیری در تربیت و پرورش نیروهای زیدی و غیر زیدی داشت. همچنین در مقاومت علیه گسترش نفوذ وهابیت و حرکتهای رو به گسترش القاعده در یمن نقش موثری ایفا کرد.
فراز و نشیبهایی که جنبش «الحوثی» گذراند
در سال 1986 م. تشکیلاتی با عنوان «اتحاد شباب» (جوانان) برای آموزشهای جوانان شیعه زیدی تشکیل شد که تحت نظارت عالمان دینی بنام زیدی از جمله بدرالدین الحوثی بود. با اتحاد دو یمن (شمالی و جنوبی) در 1990 م. این تشکیلات در حزب «الحق» که یک تشکیلات سیاسی زیدی بود، جذب شد.
تشکیلات حزب الحق، از سال 2002، وجهه ضد آمریکایی غلیظ یافت و شعارهای ا...اکبر، مرگ بر آمریکا، مرگ بر اسرائیل، لعنت بر یهود و اسلام پیروز است را در مساجد و مراسم و پس از هر نماز جماعت مطرح و علنی ساخت.
جریان فوق، تا سال 2004، روند سیاسی علنی داشت و در انتخابات پارلمانی و فعالیتهای سیاسی علنی حضور مییافت. به عنوان نمونه «حسین الحوثی» (اولین رهبر جنبش الحوثی) نماینده پارلمانی یمن در دوره انتخاباتی 1993 بود.

از سال 2004 م. دولت یمن با این جریان در منازعات جدی قرار گرفت و تا کنون 6 مرحله جنگ بین آن دو، در جریان بوده است: در تداوم این نبردها، در سال گذشته میلادی، تحت نظارت امیر قطر، توافقنامهای میان دو طرف برگزار شد که جز بند تبادل اسرا، باقی بندهای موافقت نامه اجرا نشد و در نتیجه نبردها ادامه یافتند و اکنون جنگ ششم را شاهد هستیم. حسین بدرالدین الحوثی و پیروی از امام خمینی (ره)
جنگ اول: در 2004 م.، اتفاق افتاد. در این جنگ، «حسین الحوثی» (اولین رهبر جنبش و نماینده پارلمان) کشته شد.
سید حسين الحوثى عالمی دينى و بسيار تأثيرگذار بود، ایشان برخوردار از منظومهاى فكرى قرآنى بود و در سخنرانی های او مفاهيم قرآنى موج مىزند. حسین الحوثی با سخنان پرجاذبه، انقلابی و آتشین و در عین حال روشنفکرانه و مصلحانه خود تلاش داشت جامعه خمود و رخوت زده زیدیه را با بازگشت به روح و مفاهيم قرآن احیا کند.او به کار با نوجوان و جوانان پرداخت و سعی نمود یک روحیه آگاهی بخشی و بیداری در آنها براساس مؤلفه های زیر ایجاد کند:
1. شیعی بودن و حضور پررنگ مبانی شیعه در آن.
2. نقد وضعیت موجود.
3. ترويج افکار امام خمینی و انقلاب اسلامی ایران در زمینههایی همچون مبارزه با استکبار و آمریکا و اسرئیل.
او در بیشتر سخنرانی های خود که در جمع جوانان ایراد کرده، از امام و انقلاب ایران نام می برد و می بینیم که علاقه و گرایش شدیدی به جریانهای شیعی مثل حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله دارد و پرچمهای حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته می شود.
مهمترين اعتراضات حسين الحوثى در سال 2003 و پس از نفوذ آمریکا در یمن به بهانه فعال شدن نیروهای القاعده در این منطقه مطرح شد. مهمترين اعتراض او اين بود كه چرا حكومت يمن اجازه داده است نيروهاى نظامى آمريكا در يمن مستقر شوند و استقلال و حاكميت سياسى آنها را زير سوال ببرند. بعد استكبارستيزى، به ويژه مبارزه با صهيونيزم در اين جنبش بسيار چشمگير است.او معتقد بود نمازى كه بعد از آن مرگ بر اسرائيل گفته نشود و برائت از صهيونيزم نباشد، مورد رضایت و قبول خداوند نیست. همیشه بعد از نماز، فریادشان به اين شعارها بلند بود:"الله اكبر، الموت لامريكا، الموت لاسرائيل، اللعنة علىاليهود،النصر للاسلام" . هم اکنون نیز در جنگها و حرکتهای نظامی پرچم سفيدی به دست دارند كه اين شعارها روى آن نوشته شده است.
تحمل چنین جنبش شجاع و صریحی، براى حكومت مركزى یمن که رابطه محکمی با آمریکا داشت و این حوثی ها را خطری برای حکومت خود می دید بسيار سنگين بود. حكومت يمن فعاليتهاى متنوعى را مانند تطمیع ، تحریک اهل سنت و حتی بدبین کردن زیدی ها نسبت به الحوثی انجام داد ، ولى نتوانست حوتی ها را سركوب كند و به ناچار وارد فاز نظامى شد. نهايتا دولت يمن 18 شاخه نظامى را براى دستگيرى الحوثى مىفرستد و حسین الحوثی و یارانش را محاصره مىكند، ولى آنها در کوهستانها 90 روز مقاومت جانانه مىكنند و دست آخر کشته می شوند. البته شعله اندیشه های انقلابی الحوثی با شهادتش خاموش نشد، بلکه اين شعله مقدس فروزانتر و آشکارتر گردید.
از آن زمان تاکنون رژیم دیکتاتور یمن جنایات غیر انسانی وسیعی را در مورد شیعیان و صعده وزنان و کودکان بی گناه انجام داده اما گویا روح حسین در برادران و همرزمانش دمیده شده و در عین نابرابری تسلیحاتی و بایکوت رسانه ای دلیرانه مقاومت کرده اند.برای شناخت پاره ای از این جنایات بجاست که بخشهایی از نامه شیخ بدرالدین به آیت ... سیستانی را در اینجا بیاوریم. دقت کنید که این نامه متعلق به چهار سال پیش است و چه جنایات بزرگتری که تاکنون درمورد آنها انجام شده است. و حقیقتا مظلومیت عاشورایی این شیعیان امام علی(ع) و پیروان مکتب خمینی کبیر ، که در این سکوت رسانه ای 5 ساله مضاعف شده است دل هر مسلمان مؤمنی را به درد می آورد:
در این نامه خطاب به آیتالله العظمی سیستانی آمده است: « از حضرت عالی به خاطر بیانیهای که در آن مظلومیت ما را برای جهانیان آشکار کردید، تشکر و قدردانی میکنیم.»
این نامه میافزاید: «بیشک، اعلام جنگ وحشیانه و ظالمانة نظام نژادپرست یمن بر ضد مستضعفان شیعه تاکنون به گوش شما رسیده است؛ جنگی که در آن، برای کشتار برادرانتان از همة سلاحهای ممنوعه بینالمللی استفاده میشود، و دودمان شیعیان را برباد میدهد.»
نویسندگان این نامه تصریح کردهاند: «اجساد سوخته و پیکرهای متلاشی شدهای که نظام یمن به کشیدن آنها در خیابانها افتخار میکند، چیزی جز اثبات وحشیگریهای پیروان مذهب زیدیه علیه علما، دانشجویان، روزنامهنگاران، معلمان و شیعیان مظلوم نیست.تعداد بازداشت شدگان در سلولهای زندانهای رژیم از مرز هزاران تن گذشته و زشتترین شیوههای شکنجة روحی و جسمی علیه آنان اعمال میشود. آنها پس از تحمل این شکنجهها، مجبور میشوند برای عدم تدریس در مساجد و مدارس، ترک خطبه خواندن و وعظ دینی و امر به معروف و نهی از منکر تعهد کتبی بدهند.»
این نامه میافزاید: «این رژیم علاوه بر انهدام خانهها، مدارس و آواره کردن هزاران خانواده، با هدف قرار دادن اندیشة اهل بیت(ع) و ریشهکنی میراث آنان، به سوزاندن برخی کتابخانههای خصوصی که دارای دستنوشتههای منحصر به فردی از فرهنگ اسلامی است، پرداخته است.این جنایت به آنجا رسیده که تمامی نسخههای دو کتاب ارجمند نهجالبلاغه و صحیفة سجادیه کاملاً از بین رفته است.»
جنگ دوم: در 2005 م. به رهبری «بدرالدین الحوثی» (پدر حسین الحوثی و از عالمان بنام زیدی یمن) با نیروی دولتی یمن رخ داد.
جنگ سوم: به رهبری «عبدالملک الحوثی» (برادر حسین و رهبر فعلی جنبش الحوثی) با دولتیهای یمن انجام شد. 
به گفته « سلطان سامعی » نماینده پارلمان یمن، این جنگ تا کنون 12 هزار کشته، 25 هزار زخمی وموجب آوارگی تعدادی فراوان و خرابیهای بسیار شده است.
حسین بدرالدین الحوثی همچون شهدای انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی در ایران و شهدای حزب الله در لبنان و همه آزادگان حق طلب در سراسر جهان، به امام خمینی (ره) اقتدا کرد و با تمسک به اصل برائت از دشمنان اسلام، حرکت خود را پس از آن آغاز نمود که آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم القاعده، نیروهای نظامی و امنیتی خود را در خاک یمن مستقر کرده بود.
او با درک درست زمان خود، مسئولیت تاریخی اش را به خوبی انجام داد و به همراهی یارانش، شعار مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل را به مدت یک سال در مساجد بزرگ یمن فریاد زد. تلاشهای دولت مزدور یمن در خاموش کردن این صدا بی فایده بود. حسین در مقابل حمله نظامی ارتش یمن به دفاع پرداخت و پس از سه ماه جهاد به همراه جمعی از یارانش به شهادت رسید. حسین بدرالدین نوری بود در آسمان تاریک یمن و چون قیامش خدایی بود هرگز فانی نخواهد شد. قیام حسین الگویی شد برای پیروان مکتب اهل بیت در یمن که در برابر ظلم سکوت نکنند. همه منتظران گوش به زنگ هم، صدای پای مهدی (عج) را شنیدند.
حسین بدرالدین تقریبا در تمامی سخنرانی هایش از امام خمینی (ره) نام برده و به سخنان ایشان اشاره کرده است. این اشارات کافی بود تا دولت یمن، تصور کند ایران از حسین بدرالدین حمایت مالی و نظامی کرده یا دست حزب الله را در جریان صعده ببیند و علامه بدرالدین و یارانش را اثنی عشری بداند. غافل از آنکه ارتباط حسین بدرالدین و یا شیعیان یمن با انقلاب اسلامی ایران، ارتباطی روحی، فکری، معنوی و عاطفی بوده است. آنان براساس اعتقادات و معیارهای خود، از اندیشه های امام و انقلاب اسلامی الگو گرفته اند. سخنرانی های حسین بدرالدین که در واقع تدریس معارف اسلامی توسط وی در مدارس علمیه زیدی بوده به صورت جزوه و فایل PDF درآمده است. ذیلا به برخی از این سخنرانی ها در رابطه با حضرت امام خمینی (ره) اشاره می شود:
در سخنرانی خطر دخول أمریکا الیمن (خطر ورود آمریکا به یمن) چنین می گوید: امام خمینی رحمة الله علیه، همانا آمریکا را شیطان بزرگ نامید چون در ورای هر فتنه ای قرار دارد و حاکمان اصلی آمریکا و کسانی که بر آمریکا مسلط شده اند یهودی هستند) در همین سخنرانی می گوید چون امام خمینی (ره) امامی عادل و متقی است لذا دعوتش رد کردنی نیست، سپس می افزاید: مشاهده کردیم تمام کسانی که در زمان امام خمینی، در مقابل انقلاب اسلامی ایران ایستادند، و تمام کشورهایی که در کنار عراق ضد جمهوری اسلامی جنگیدند یکی پس از دیگری به سزای اعمال خود رسیدند. جمهوری اسلامی تا به امروز هم دشمن اصلی آمریکا و اسرائیل است، امام خمینی رحمة الله علیه نسبت به آزادی اعراب و مسلمین از سلطه آمریکا به شدت علاقمند بود و برای نابودی اسرائیل تلاش می کرد ولی همه کشورها در مقابلش صف آرایی کردند و دیدیم کشورهایی که مقابل امام قرار گرفتند چگونه از سوی آنها که به کمکشان رفته بودند ضربه خوردند. کویت و همچنین عربستان سعودی از سوی عراق مورد تجاوز قرار گرفتند. کشور یمن هم تعداد زیادی نیروی نظامی برای جنگ با انقلاب اسلامی در ایران، به عراق فرستاده بود، پیش بینی می شود که رئیس و ارتش یمن، کیفر اعمال خود را ببینند. (تکبیر حاضران)
در سخنرانی دیگری ضمن نقل حوادث جنگ صفین و فتنه ای که در صفوف سپاه امام علی (ع) ایجاد شد، کلامی از امام خمینی (ره) را در این خصوص ذکر می کند. سپس با ذکر تبعات هیمنه آمریکا بر کشورهای منطقه و خطرات ورود آمریکا به یمن، چنین می گوید: بر یمنی ها واجب است که به سلطه آمریکا بر کشورشان با هر بهانه ای که بوده، راضی نشوند و آنان را اخراج کنند. در یکی دیگر از سخنرانی هایش به نام الإرهاب والسلام (تروریسم و صلح) درباره معنای دو اصطلاح ارهاب و جهاد در فرهنگ اسلامی و تفاوت معنای آن در فرهنگ آمریکایی مطالبی را مطرح می کند. سپس درباره حزب الله می گوید: آیا حزب الله در لبنان سکوت پیشه کرد؟ یا اینکه آنان گروه های مؤمن سیراب شده از روح قرآنی هستند که تماما عمل و جهاد است، سراسر وحدت، برادری، انفاق و بخشش است؟ و آن حزب سربلند زندگی می کند. گروه های مؤمنی هستند که سرافرازند و بر ضد اسرائیل هرچه بخواهند می گویند...)
سپس با انتقاد از ورود آمریکا به یمن، سؤال می کند آیا برای مبارزه با سه ارهابی نیازی به آمدن آمریکایی ها جهت آموزش ارتش یمن بود؟ آمدن آمریکایی ها به یمن ابتدای شر است. آمده اند که پایگاه های نظامی راه بیاندازند. پس از آن آمریکا بر یمن مسلط خواهد شد و همه امور ما را فاسد خواهند کرد.
در سخنرانی دیگری با عنوان لا عذر للجمیع أمام الله (در پیشگاه خدا هیچ عذری پذیرفته نیست) می گوید: امام خمینی کسی که حج را به معنای قرآنی و کامل آن معرفی کرد و طریقه ادای حج را روشن ساخت، به ایرانیان آموخت شعار برائت از آمریکا، برائت از مشرکان، برائت از اسرائیل را سردهند.
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 9:14 AM
شنبه، 3 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت
کشور يمن در جنوبي ترين منطقه شبه جزيره عربستان قرار دارد و سرزميني است سبز و خرم. از لحاظ مذهبي حدود 45 درصد جمعيت يمن را پيروان مکتب زيديه تشکيل مي دهند در حاليکه اهل سنت که اغلب شافعي مذهبند 53 درصد و درصد اندکي هم شيعيان اسماعيليه هستند. شيعيان و اهل سنت يمن همگي محب و شيفته اهل بيت (عليهم السلام) هستند و آداب و رسوم مذهبي آنان بسيار مشابه به شيعيان دوازده امامي است. ولي با کمال تاسف در سالهاي اخير وهابيت در اين کشور قدرتمند شده و تلاش دارد اصالت هاي فرهنگي و مشترکات مذاهب را تحت پوشش باورهاي خود قرار دهد. يمني ها اسلام خود را مديون حضرت علي(ع) مي دانند چراکه نخستين بار پيامبراعظم(ص) حضرت علي(ع) و چند نفر ديگر از صحابه را براي تبليغ اسلام به يمن فرستادند. نکته جالب توجه اينکه از جمعيت 20 میليوني يمن حدود 5 مليون از سادات و ذريه پيامبر بوده که %90 آنها سادات حسني و بقيه سادات حسيني اند.
زيديه به تفكري گفته ميشود كه پيروان آن پس از شهادت امام حسين(ع) امامت عليبن حسينبن علي را نپذيرفتند و امامت فرزند ايشان "زيد " را پذيرفتند. شيخ مفيد در تعريف زيديه ميگويد: زيديه به امامت علي، حسن، حسين و زيد بن علي قايل هستند و نيز امامت هر فاطمي را كه عادل و اهل علم و شجاع باشد، ميپذيرند.
زيد در سال 122 هجري قمري به خونخواهي شهداي كربلا، عليه حكومت وقت يعني هشام بن عبدالملك اموي قيام كرد و سرانجام كشته شد. اين در حالي است كه زيد خود را هيچگاه امام نميدانست، اما بهدليل عقايد خاص، پيروانش وي را امام ميدانستند و در قيام وي نيز شركت كردند.
تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون
(نظر بدهید.) ادامه مطلب نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:38 AM
پنجشنبه، 1 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

تهیه کننده : محمود کریمی
منبع : راسخون
حدود 5سال است که درگیریهای خونین یمن میان دولت دیکتاتور و بعثی یمن و شیعیان الحوثی آغاز شده و با وقوع 6 جنگ پیاپی هم اکنون شاهد جنگ ششم می باشیم.این جنگ که از مرداد ماه سال 88 شروع شده و با ورود علنی رژیم سعودی و حمایت دولتهای عرب از این اقدام،ابعاد تازه ای به خود گرفته است. متاسفانه این مساله علیرغم ابعاد گوناگون مهمی که تاکنون داشته بازتاب بسیار ضعیفی در مجامع ضد استکباری و علی الخصوص ایران داشته و این خود مظلومیتی است مضاعف برای شیعیان علی(ع) و ذریه پاک فاطمه زهرا(س) که به جرم استکبارستیزی و پافشاری بر آیین و اعتقادات خود مورد سنگین ترین و بیرحمانه ترین هجمه های خونین استکبار و ایادی خودفروش آن در قالب جنگی کاملا نابرابر، قرار گرفته اند.( البته در مقاله ای جداگانه به بررسی اعتقادات شیعیان یمن و جنبش الحوثی خواهیم پرداخت).
ابتدا باید نگاهی کلی به یمن انداخت:
(نظر بدهید.) ادامه مطلب نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 4:40 PM
چهارشنبه، 30 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
وزارت اطلاعات از شناسایی و انهدام 15 شرکت بزرگ هرمی در سه ماه گذشته خبر داد.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، کارشناس اقتصادی وزارت اطلاعات امروز در جمع خبرنگاران گفت: شرکت های هرمی پالینور، اف. اس. جی، این وایتینگ (تلاش گستر تجارت)، پی. ای. جی، ترموهاس، گریفین، گلدن ویلیج، گمبیت، اسکاردی، نتف و پی. ای. سی، به طور کامل منهدم، و چهار شرکت بزرگ هرمی دیگر هم مورد ضربه اطلاعاتی واقع شده اند که در دست اقدام قضایی است.
وی با اشاره به قانون ممنوعیت فعالیت های هرمی در ایران مصوب 14 دی 1384 گفت: براساس الحاقیه ماده یک قانون اخلالگران در نظام اقتصادی ایران، تاسیس، قبول نمایندگی و عضوگیری در بنگاه، موسسه، شرکت یا گروه هرمی به منظور کسب درآمد ناشی از افزایش اعضا به نحوی که اعضای جدید برای کسب منفعت، افراد دیگری را جذب کنند و توسعه زنجیره یا شبکه انسانی ادامه یابد، ممنوع است.
این کارشناس با اشاره به حکم اعدام طبق قانون ممنوعیت فعالیت های هرمی برای کسانی که از این راه (شبکه شرکت های هرمی) قصد ضربه زدن به نظام را داشته اند و مصداق مفسد فی الارض شناخته می شوند تصریح کرد: شناسایی و برخورد قاطع با شرکت های هرمی وظیفه ای است که برعهده وزارت اطلاعات گذاشته شده است.
کارشناس اقتصادی وزارت اطلاعات با اشاره به انهدام چند شرکت جدید هرمی در دو ماه گذشته و دستگیری سران و اعضای اصلی آن در داخل گفت: فعالیت این شبکه ها در داخل به طور کلی انهدام یافته است و این شرکت ها جزو شبکه های هرمی مهمی در ایران بوده اند.
وی افزود: یکی از این شبکه های هرمی بزرگ منهدم شده، شرکت اف. اس. جی است که حدود 40 میلیارد تومان از مردم کلاهبرداری کرده بود و هم اکنون همه عوامل اصلی آن در ایران به همت سربازان گمنام امام زمان (عج) در خراسان رضوی دستگیر شده اند.
کارشناس اقتصادی وزارت اطلاعات تصریح کرد: سران اصلی این شبکه هرمی که در داخل دستگیر شده اند به زودی برای محاکمه به مراجع قضایی سپرده می شوند اما نفرهای اول و دوم شبکه هرمی اف.اس.جی در خارج از کشور هستند که با همکاری پلیس بین المللی به زودی این دو نفر هم بازداشت خواهند شد.
وی همچنین با اشاره به روش های شبکه های هرمی برای جذب سرمایه های اعضای خود از طریق عضویابی، ارائه سکه به اعضا و خدمات موهوم و وعده پرداخت سود به سرمایه های جذب شده از مسیر فضای مجازی گفت: دادن وعده پرداخت سهام شرکت های بزرگ بین المللی از طریق اینترنت هم یکی دیگر از راه های فریب اعضای شبکه های هرمی است که طبق قانون بورس، امری نشدنی و غیرقانونی، و این گونه معاملات، صوری است.
کارشناس اقتصادی وزارت اطلاعات همچنین خروج کلان ارز از کشور، ایجاد امید کاذب پولدار شدن و جذب توده های مردمی و سرمایه آنها، آثار منفی بر روابط خانوادگی و فردی، تبعات منفی بر اقتصاد ملی کشور و ایجاد تهدیدات امنیتی ناشی از ایفا نشدن تعهدات ازجانب شرکت ها را از آسیب های جدی فعالیت های شرکت ها و شبکه های هرمی اعلام کرد.
وی در پاسخ به این سوال که آیا در میان این شرکت های هرمی منهدم شده نامی از برخی چهره های مطرح وجود دارد یا نه گفت: تا امروز چهره مطرحی را در شرکت های هرمی نداشته ایم ولی موارد زیادی بوده است که این شرکت ها خود را به افراد سیاسی و اقتصادی مطرح کشور منتسب می کرده اند.
این کارشناس وزارت اطلاعات توضیح داد: در یکی از این شرکت های هرمی متوقف شده سرشبکه های اصلی با جعل نام افراد و صدور شناسنامه، خود را به افراد مطرح کشور منتسب و از این طریق اعتماد مردم را جلب می کردند که بعد از دستگیری این افراد از دو ماه گذشته هنوز هیچ چهره مطرحی برای رسیدگی به وضع آنها یا اعلام انتساب دستگیر شدگان به آنها مراجعه نکرده است.
وی ادامه داد: در آینده نزدیک به منظور اطلاع رسانی بیشتر برای هموطنان، این افراد از طریق رسانه ملی به اقدامات فریبنده خود برای جذب سرمایه های مردم اذعان و نحوه عملکرد خود را تشریح خواهند کرد.
نظرات 2 نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 3:15 PM
چهارشنبه، 23 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
به نظرتان آشنا می آید؟ شـما ورزش می کــنید و تغذیه تان هم درسـت است، امــا سایـز دور کمرتان هیچ تفاوتـی نمــی کند. و متاسفانه بعد از 40 سالگـی، بـایـد خیـلی بیشتـــر کـــار کنید تا بتوانید میان تنه تان را صاف و متناسب کنید. اما با برنامه علمی سه قسمتی ما می توانید در 3 الی 6 هفته شکمتان را صاف تر کرده و چربی های آن را از بین ببرید. تحـقیـقات جدید نشان می دهد که برنامه ای که شامل تمرینات بدنسازی شدید، تمرینات کاردیو/ ایروبیک شدید، و ایجاد تغییرات کوچـک در انتخـاب هـای غـذایی (البـــته نه رژیـم غذایی) باشد،
چربی های شکم را دو برابر برنامه هایی که شامل رژیم های غذایی کم کربوهیدرات و تمرینات ایروبیک است، از بین می برد. برنامه ما شامل تمرینات موضعی pilate، پیاده روی های خیلی قدرتی، و موادغذایی چربی سوز برای لاغر کردن قسمت میان تنه برای کم کردن احتمال ابتلای شما به دیابت، بیماری های قلبی، و سایر مشکلات و بیماری های خطرناک، می باشد.
در این 3 هفته باید چربی سوزی و عضله سازی کنید. در 6 هفته، خواهید دید که سانتیمتر ها از دور کمرتان کم می شود و شاید وزنتان هم در این مدت 5 تا 7 کیلو پایین آمد. و با ادامه این برنامه برای 6 ماه خواهید دید که شکمی کاملاً تخت و سفت پیدا می کنید.
(نظر بدهید.) ادامه مطلب نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 4:16 PM
سه شنبه، 22 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
شهر باستانی پترا برای بناهای باشکوهش که دردل صخرهها تراشیده شدهاند، شهرت بسیار
دارد.به گفته باستان شناسان این سر در جریان یک زلزلهدر قرن چهارم قبل از میلاد از پیکر
اصلی مجسمهجدا شده است . قصرالبنت در شهر پترا از مکانهایی است که بهعقیده محلیها،
ساخته دست بشر نیست; بلکهموجودات فرا زمینی در ساخت این قصر سنگیدست داشتهاند و
حتی بسیار معتقدند سالیان سالافراد فرا زمینی در این قصر زندگی میکردند وبدون جا گذاشتن
اثری از خود آنجا را ترک کردهو از زمین رفتهاند. در آنجا زمانی که با محلیها بهصحبت
مینشینی، همه شان از «اجنهها» صحبتبه میان میآورند . آنها میگویند شبها، این منطقه پر
از اجنهاست و ما صدای آنان را میشنویم، همین امرباعث شده که توریستها در شب برای دیدن
بهآنجا نمیروند. همچنین شایعه وجود اجنه در پتراشهری که به شهر «اجنه» نام گذاری شده،
باعثگردیده است که توریستها به صورت دستهجمعی به دیدن آن منطقه بروند، حتی محلیهاهم
برای ورود به منطقه سنگی پترا میترسند، ازاین رو به صورت دسته جمعی از شهر اجنه
دیدنمیکنند . باستان شناسانی که به این منطقه برای کاوش وتحقیق رفتهاند، سر و صداهای
عجیب در اینمنطقه را تاییدکردهاند.
مطلب از مجله خانواده سبز
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 3:57 PM
سه شنبه، 22 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
سیر تاریخی مواضع سیاسی منتظری (قسمت یکم)
امام خمینی(ره) خطاب به منتظری:باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته اند و با اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما به چهره های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نکرده، فاجعه به بار آورند. با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی بزنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود....

نظرات 1 ادامه مطلب نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 12:00 PM
شنبه، 19 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
تهران، واحد مرکزي خبر،سياسي1388/10/18
يک تحليلگر سياسي با رد مداخله ايران در قضيه يمن گفت امريکايي ها و انگليسي ها با هدف دخالت در امور داخلي يمن ، قضيه اين کشور را بين المللي کرده اند .
پايگاه اينترنتي روزنامه اردني الحقيقه الدوليه با اعلام اين خبر گفت شماري از تحليلگران سياسي عرب از درخواست گوردون براون نخست وزير انگليس به علت برگزاري کنفرانس بين المللي درباره يمن در اواخر ماه کنوني ميلادي انتقاد و تصريح کردند اين دعوت در چارچوب طرح امريکا و انگليس براي بين المللي کردن قضيه يمن مطرح شده است تا بحران يمن با هدف اشغال يا تقسيم آن بين المللي شود همچنانکه چنين اتفاقي در عراق و افغانستان رخ داده است .
علي البداوين تحليلگر سياسي فلسطيني مقيم سوريه و متخصص در امور يمن به راديو الحقيه الدوليه که از نايل ست پخش مي شود گفت توصيه نخست وزير انگليس بسيار مسموم است و هدف از ان نيز بين المللي کردن قضيه يمن است در حالي که قضيه يمن با حوثي ها يک مسئله داخلي است و به دخالت خارجي و برگزاري کنفرانس بين المللي نيازي ندارد .
بداوين گفت بين المللي کردن قضيه يمن ، عرصه را براي بسياري از کشورهاي بزرگ مانند امريکا و انگليس هموار مي کند تا در امور داخلي يمن دخالت کند و همين مسائل داخلي يمن را پيچيده تر و حل مشکلات آن را دشوارتر خواهد کرد.
البداوين گفت قضيه حوثي ها به عنوان يک کودتاي نظامي نيست بلکه قضيه گروههايي است که معتقدند از ظلم و ستم در يمن رنج مي برند بنابراين يک مسئله داخلي مربوط به يمن است .
البداوين در ارتباط با شبکه القاعده نيز بايد گفت اعضاي اين شبکه به نوعي در سراسر شبکه جزيره عربي حضور دارند .
البداوين تصريح کرد حل مسائل داخلي يمن به قدرت مرکزي و مذاکره با اتحاديه عرب امکان پذير است تا با حوثي ها گفتگو و آنها در امور يمن مشارکت کنند.
وي گفت القاعده از افغانستان به يمن منتقل نشده است بلکه اعضاي القاعده از يمن و جزيره العرب به افغانستان رفته اند .
البداوين با اشاره به نقش اتحاديه عرب در حل اين بحران گفت اتحاديه عرب بايد به همراه عربستان براي اين بحران راهکاري پيدا کند .
البداوين در خصوص دخالت ايران در موضوع يمن گفت بعيد است که ايران در اين خصوص دخالت کند .
وي افزود نبايد به اخبار برخي رسانه ها مبني بر اينکه طرف سومي در قضيه يمن و حوثي ها دخالت مي کند يعني ايران ، توجه کرد .
البداوين تاکيد کرد نبايد در اين قضيه مبالغه کرد و پرونده ايران يک پرونده بزرگي است .
نظرات 1 نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 11:45 AM
شنبه، 19 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
سرویس دفاع مقدس و انقلاب اسلامی: در حالیکه اکثر رسانههای جهان از جمله غولهای رسانهای آمریکا به صورت وسیع به بحث درباره گاف سرویسهای امنیتی آمریکا در قبال اقدام برای انفجار هواپیمای دیترویت-آمستردام پرداختهاند، نظریه دیگری نیز وجود دارد که زمینهسازی آمریکا برای به راه انداختن جنگی هولناک علیه شیعیان حوثی و نه القاعده را مطرح میکند.
(نظر بدهید.) ادامه مطلب نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 11:44 AM
شنبه، 19 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر مخالف اصل ولایت فقیه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر مخالف اصل ولایت فقیه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر مخالف اصل ولایت فقیه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر مخالف اصل ولایت فقیه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر مخالف اصل ولایت فقیه
مرگ بر ضد ولایت فقیه
مرگ بر مخالف اصل ولایت فقیه
نظرات 2 نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:41 AM
چهارشنبه، 16 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 10:20 AM
چهارشنبه، 16 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
دسامبر 28, 2009 بدست اميد حسيني
خوب حتما خبر داريد كه ديروز لباس شخصي ها و نيروي انتظامي جمهوري اسلامي در روز عاشورا به عزاداران ميرحسيني و عزاداران سبز حمله كردند و جمعي را به خاك و خون كشيدند.
همان طوري كه خبر داريد مردم عزادار سبز به ياد مظلوميت ميرحسين و علمدارش محسن سازگارا، مشغول عزاداري بودند و به ياد آتش سوزي خيمهها در روز عاشورا، مشغول آتش زدن بانكها و مغازهها و معابر و ماشينهاي نيروي انتظامي بودند، كه ناگهان با حملات وحشيانه ماموران رژيم روبرو شدند و مظلومانه به شهادت رسيدند.
گزارشها حاكيست كه ماموران رژيم به عزاداران بيگناهي كه دستهايشان را به علامت تسليم بالا برده بودند، حمله كردند و به آنها رحم نكردند. تصاوير زير گوشه اي از جنايات رژيم را نشان مي دهد كه توسط شبكههاي مختلف حقيقت گوي خارج از كشور منعكس شده است
نظرات 5 ادامه مطلب نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 4:20 PM
شنبه، 12 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
موسوی حبیبی خامنه به دلیل عدم انتقال به بیمارستان و شدت خونریزی كشته شده است

سخنگوی كمیسون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت:موسوی حبیبی خامنه به دلیل عدم انتقال به بیمارستان و شدت خونریزی كشته شده است.
به گزارش ایلنا،كاظم جلالی با اشاره به جلسه دیروز كمیسون امنیت ملی و سیاست خارجی گفت: در جلسه مشترك دیروز كمیسیون امنیت ملی با كمیسیون قضایی با دعوت از وزیر كشور و معاونت امنیتی و انتظامی وزارت كشور، سردار رادان جانشین نیروی انتظامی ، استاندار تهران و سردار رجبزاده فرماندهی انتظامی تهران بزرگ به بررسی حوادث روز عاشورا و حرمتشكنیهای انجام شده توسط عدهای قلیل پرداخته و در این خصوص هماندیشی داشتیم.
وی افزود:: در این جلسه ابتدا وزیر كشور، استاندار تهران و نیروی انتظامی گزارشی از مسائل پیش آمده در شروع وقایع در روز عاشورا ارائه كردند. بر اساس گزارش ارائه شده جمعی كه ساماندهی شده بودند با حضور در برخی از مناطق تهران ضمن اهانت به امام حسین (ع) و ارزشهای عاشورایی و به آتش كشیدن پرچم و چادر برخی هیاتها و ضرب و جرح عزاداران به سنگ پرانی پرداختند.
جلالی تصریح كرد: در این جلسه وزیر كشور اعلام كرد كه در خصوص كشتهشدگان حوادث روز عاشورا یك مورد كاملا مشخص است كه ترور بوده است.
وی خاطرنشان كرد: موسوی حبیبی خامنه در خیابان شادمان مورد اصابت گلوله قرار میگیرد متاسفانه وی به بیمارستان منتقل نمیشود و بر اثر خونریزی زیاد كشته میشود.
جلالی ادامه داد: وزیر كشور در این جلسه گفت: كه این ترور كاملا مشكوك و بر اساس یك برنامهریزی انجام شده است.
سخنگوی كمیسیون امنیت ملی ادامه داد: در این جلسه همچنین موضوع رفتن یك پاترول دو در در اجتماع مردم كه موجب كشته شدن دو نفر و مجروح شدن حدود بیست نفر شد نیز مورد بحث قرار گرفت. بر اساس گزارشهای ارائه شده پاترول و صاحب آن شناسایی و مالك پاترول نیز احضار شده است.
جلالی گفت: بر اساس گزارشات ارائه شده یك نفر نیز از پل كالج به پائین پرت شده است كه با عنایت به گزارش نیروی انتظامی مبنی بر اینكه پل مذكور توسط اغتشاشگران اشغال شده بود و هیچ فردی جز اغتشاشگران در بالای پل وجود نداشت پرت شدن این فرد نیز مشكوك میباشد.
سخنگوی كمیسیون امنیت ملی تاكید كرد: بر اساس گزارش ارائه شده در این جلسه توسط مسئولین وزارت كشور و نیروی انتظامی یك نفر نیز در افسریه چاقو خورده كه در حال بررسی است و یك نفر نیز كراكی بوده و بر اثر مرگ طبیعی در محیطی مشرف به یكی از مناطق تجمع از دنیا رفته است.
جلالی افزود: سردار رجبزاده با جراحاتی بر صورت و چشمان در جلسه حضور یافت و گویا هنگامیكه برای یكی از تجمعات جهت فیصله دادن غائله سخن میگفت با پرتاب اشیایی از طرف اغتشاشگران مجروح شد.
سخنگوی كمیسیون امنیت ملی گفت: در حوادث روز عاشورا متاسفانه حدود ۲۳۰ نفر از پرسنل نیروی انتظامی مجروح شدند و خساراتی به اموال مردم و اموال دولتی وارد آمد.
وی افزود:: اعضاء كمیسیون امنیت ملی و كمیسیون قضایی ضمن تقدیر و تشكر از زحمات نیروی انتظامی و تلاشهای وزیر كشور و استانداری تهران خواستار قاطعیت و جدیت دستگاه قضایی در برخورد با مجرمین و حرمتشكنان شدند.
جلالی تاكید كرد: در این جلسه اعضاء كمیسیون بر ضرورت اطلاعرسانی بهنگام به مردم شدند.
وی خاطرنشان كرد: بر اساس گزارشات نیروی انتظامی و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی قوه عاقلهای جریانات انحرافی حرمتشكن را هدایت و ساماندهی مینماید كه متاسفانه بخشی از این قوه عاقله ریشه در خارج كشور دارد و پشتیبانی برخی دشمنان ماركدار نظام از آنها نشان میدهدكه بر روی این موضوع سرمایهگذاری كرده و باید همگان هوشمندانه برخورد نمایند.
(نظر بدهید.) نوشته شده توسط مدیر وبلاگ در ساعت 4:14 PM
شنبه، 12 دی هزار و سیصد و هشتاد و هشت
